انقلاب رنگی یا انقلاب مخملی نوعی دگرگونی بدون خونریزی و یا براندازی به روش غیر خشونتآمیز(براندازی نرم) است.
در سالهای اخیر تعاریف و تعابیر جدیدی، تحت تاثیر تحولات سیاسی و تغییرات در ساختار روابط بینالمللبویژه پس از دوران جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به وقوع پیوسته و وارد ادبیات سیاسی شده است.
در سالهای اخیر تعاریف و تعابیر جدیدی، تحت تاثیر تحولات سیاسی و تغییرات در ساختار روابط بینالمللبویژه پس از دوران جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به وقوع پیوسته و وارد ادبیات سیاسی شده است. انقلاب رنگی یا مخملی(velvet revolution) از جمله مهمترین آنهاست. انقلاب رنگی یا انقلاب مخملی نوعی دگرگونی بدون خونریزی و یا براندازی به روش غیر خشونتآمیز(براندازی نرم) است. نکتهای که توجه مضاعف به این موضوع را فراهم ساخته است، مربوط به تلاشی است که برای تبدیل آن به الگوی تغییر ساختار سیاسی در کشورهای در حال گذار، مخالف و معارض توسط غرب به ویژه آمریکا صورت میگیرد. در نظام بینالملل کشورهایی هستند که پس از چند دهه تجربه تحولات سیاسی خاص، در حال تغییر و ورود به شرایط سیاسی جدیدی هستند.تحقق انقلابهای رنگی در این کشورها میتواند تحول سیاسی در این جوامع را در مسیری خاص که عمدتاً مبتنی بر ارزشهای لیبرال و نظامهای دموکراسی غربی است هدایت کند. این نوشتار به عنوان مقدمهای در تبیین انقلابهای رنگی، سعی دارد تا این پدیده را به لحاظ مفهومی، ویژگی، ابعاد و روش معرفی نموده، همچنین برای تبیین مصداقی بحث، نحوه وقوع این انقلاب را در برخی کشورها و کاربرد مدل را در ایران تشریح نماید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
واژگان کلیدی: انقلاب مخملی، براندازی نرم و مبارزه غیرخشونتآمیز
1-تسلط بر مناطق ژئوپلتیکی ژئواستراتژیکی
مقدمه: « انقلابهای مخملی» یا « انقلابهای رنگی» از شیوههای براندازی نرم است که نوعی دگرگونی و جابهجایی قدرت همراه به مبارزه منفی و نافرمانی مدنی را شامل میشود. انقلابهای رنگی و مخملی در جوامع پسا کمونیستی در اروپای مرکزی، شرقی و آسیای مرکزی اتفاق افتاد که آن را برای نخستین بار واسلاو هاول رئیس جمهور پیشین چک که در آن زمان رهبر مخالفان این کشور بود، بر سر زبانها انداخته، به نحوی که بخش عمدهای از تحولات سیاسی سالهای اخیر در حوزه شوروی سابق و از جمله در آسیای مرکزی و قفقاز را تحت تأثیر خود قرار داده است. این تحولات با وقوع انقلاب مخملی در دوره ۶ هفتهای ۱۷ نوامبر تا ۲۹ دسامبر ۱۹۸۹ در چکسلواکی آغاز میشود و با وقوع تحولات مشابهی به شکل زنجیرهای در صربستان (دو مرحله ۱۹۹۷ و ۲۰۰۰)، گرجستان (۲۰۰۳)، اوکراین(۲۰۰۴) و قرقیزستان(۲۰۰۵) ادامه مییابد. در چارچوب همین مفاهیم، آثار و پیامدهای آن مورد توجه و بررسی قرار گرفت. ضمن آنکه تاکنون تلاش برای انقلاب رنگی در ایران، لبنان و ونزوئلا با شکست مواجه شده است. انقلابهای رنگین و مخملین جنگ و مبارزه نوین و بدون خشونت است که در راستای راهبرد جهانی آمریکا برای پر کردن خلأ قدرت شوروی سابق در اروپای مرکزی و شرقی آسیای مرکزی و قفقاز و از میان برداشتن موانع هژمونی آمریکا عملیاتی گردید. به طور کلی اهداف آمریکا از ساماندهی انقلابهای رنگین در کشورهای هدف را در چارچوب حوزههای زیر میتوان بررسی کرد:
2-کنترل شریان انتقال انرژی و جلوگیری از تسلیحاتی شدن آن
3-حذف و یا مهار نظامهای چالشگر و موانع نظام هژمونیک آمریکا
4-ممانعت از ایجاد اتحادیههای نظامی و امنیتی در آسیا، خاورمیانه و آسیای مرکزی
5-همسو نمودن کشورهای هدف با سیاستهای آمریکا
6-فرصت سازی اقتصادی برای آمریکا
7-مهار بیداری اسلامی
ویژگیهای مشترک انقلابهای رنگین:
نوع دگرگونی و تغییر ساختارهای سیاسی که از آن با نام انقلابهای رنگین یاد میشود، واجد ویژگیهای مشترک در علل و شکل تحول میباشد. این ویژگیها عبارت است از :
1-همگی آنها (به جز قرقیزستان) بدون استفاده از ابزارهای خشونتآمیز و طی راهپیمایی خیابانی به پیروزی رسیدند.
2-تمامیاین تحرکات با شعارهایی مبتنی بر دموکراسی خواهی و لیبرالیسم انجام گرفتند.
3- ثقل زمانی در انجام انقلابهای رنگین انتخابات میباشد، بدین صورت که با اعلام تقلب در انتخابات از سوی مخالفان دو هدف عمده؛ ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن، با ناظرین بینالمللی پیگیری میشود.
روشهای انقلابهای رنگین:
در انقلابهای رنگین چهار نوع روش عمده اعتراضی مورد توجه شورشگران قرار میگیرد:
1- اعتراضات خیابانی بدون خشونت (به صورت روزانه و مستمر و با پوشش گسترده رسانهای)
2- اغتشاشات عمومیهمراه با خشونت کنترل شده (به صورت شبانه روزی و بدون پوشش خبری) اینگونه اغتشاشات به منظور افزایش فشار به افکار عمومی و دولت مستقیم صورت میگیرد تا محیط شورش را هیجانی کرده و عقلانیت تصمیمگیری را به حداقل خود برساند.
3- اعتصابات قشری گسترده (کارگری، کارمندی و. . . )
4- تحصن عمومی و بلند مدت با پوشش گسترده رسانهای (بویژه در مجاورت مراکز حساس و حیاتی پایتخت)
همچنین در انقلابهای رنگی روشهای اقدام را میتوان به شرح زیر برشماری کرد:
5-حرکتهای اعتراضی و اقدامات گسترده غیر خشونتآمیز به صورت اعلام شده
6-ساماندهی شدن آشوبهای غیر متمرکز به صورت غافلگیرانه به منظور القای عدم امنیت روانی
7-تولید و انتشار مستمر و سازماندهی شده شعارهای تحریک کننده طرفداران حکومت (حداقل چهار هفته) جهت تجمعات و راهپیماییهای غیرقانونی، در هر روز به یک بهانه
8-استفاده از نماد رنگی، نام جنبش و لگوی مشخص
9-حیطهبندی و منعطف نمودن فعالیتها در اختیار یک مسؤول مخفی (رازداری بیش از حد در داخل جنبش)
10-جمعآوری عناصر مخالف و معارض نظام سیاسی موجود از سایر نقاط کشور در پایتخت
11-وجود عناصر نفوذی در نهادهای انتظامی- امنیتی به منظور تبادل اطلاعات جهت تصمیمگیری و خنثی سازی و تاثیرگذاری بر اقدامات آنها
12- اجرای فرآیندی و مرحلهای ناآرامیها به صورت کاملاً تعریف شده
13- تلاش در جهت دو قطبی کردن فضای سیاسی، اجتماعی (غلبه احساسات بر عقلانیت)
14- تشکیل جبهه ائتلافی مخالفین به ویژه در سطح نخبگان کشور
15- توهین و تحقیر مسؤولین عالی نظام با هدف سلب اعتماد
16- استفاده از شیوههای پیچیده ارتباطی و اطلاعرسانی به منظور هماهنگی فعالیتها به ویژه در فضای سایبری
17- آموزش به سر شبکههای ناآرامی، استخدام و عضوگیری فعالان
18- استفاده از ارتباطات هدفمند تشویش برانگیز و اتحادآمیز
19- دیوار نویسی، پخش شبنامه، تراکت و بروشورهای تبلیغی در سطح شهر
بنیاد سوروس (Soros Foundation)، با نام اصلی بنیاد جامعه باز (Open Society Institute OSI) متعلق به جورج سوروس است. هدف این مؤسسه، آن طور که خود عنوان میکند ایجاد و حفظ ساختارها و نهادهای جامعه باز است. خود مؤسسه و رسانههای غربی فعالیت بنیاد مذکور را از کمک انساندوستانه گرفته تا بهداشت عمومی و رعایت حقوق بشر و اصلاحات اقتصادی عنوان میکنند، ولی عدهای به خاطر دست داشتن این مؤسسه در انقلابهای رنگی، هدف این مؤسسه را براندازی نرم و خاموش کشورهای مختلف میدانند. سوروس در بیش از ?? کشور جهان از جمله جمهوریهای آذربایجان، ارمنستان، ازبکستان، اوکراین، تاجیکستان، روسیه، گرجستان، قرقیزستان، قزاقستان و مولداوی دارای نمایندگیهای فعال است.
بنیاد سوروس با فعال کردن مراکز مطالعاتی در کشورهای مختلف و سپس با ارزیابی مخالفان دولت مرکزی و حمایت از مطبوعات مخالف دولت، زمینه را برای انقلابی آرام و به شکست کشاندن دولت و یا حکومت فراهم مینمودهاست. عمدهترین فعالیت این بنیاد در حوزه کشورهای آسیای میانه و قفقاز است. بنیاد سوروس در انقلاب مخملی (Rose Revolution) گرجستان، نقش مهمیرا ایفا کرد. در گرجستان با صرف ?? میلیون دلار به حمایت از مخالفین شوارد نادزه (Shevardnadze) برخاست. همچنین، افزایش مخالفت از طریق رسانهها، در تاجیکستان نیز توسط بنیاد سوروس علیه نظام حاکم دنبال میشود؛ به گونهای که رئیس جمهور تاجیکستان با اظهار نگرانی از فعالیتهای این بنیاد در این کشور تصریح نمود: روزنامههای «روزنو»، «ارورود»،« اودامو اولام» و برخی رادیوهای خصوصی از سوی بنیاد سوروس حمایت مالی شده و هدف اصلی آنها فرسوده کردن حکومت تاجیکستان است.
نظریه پرداز اصلی انقلاب رنگی و یا تغییر به روش غیر خشونت، آقای جین شارپ (Gene Sharp)، دکتر فلسفه و استاد علوم سیاسی چندین دانشگاه آمریکا و عضو ارشد اندیشکده آلبرت اینشتین میباشد که از اواسط قرن بیستم نظریه خود را تبیین و بسط داد و معروف ترین کتاب وی تحت عنوان از دیکتاتوری تا دموکراسی ( From Dictatorship to Democracy ) است. این کتاب که خلاصهای از مبانی نظری و بیشتر با رویکردی عملی، آموزههای کودتای نرم را بیان میکند توسط مؤسسه آلبرت اینشتین به منظور استفاده « مبارزان راه دموکراسی» در رژیمهای به زعم آنها دیکتاتوری، به زبانهای مختلف از جمله در سالهای اخیر به زبان فارسی ترجمه شده است. این کتاب حدود 70 صفحه و شامل 10 فصل و یک پیوست میباشد. در پیوست کتاب، 198 اقدام عملی پیشنهادی برای سرنگونی یک نظام سیاسی(به زعم نویسنده، سرنگونی یک دیکتاتور) به روش براندازی نرم، شماره گذاری شده است. جداول زیر مهم ترین محورها و اقدامات پیشنهادی را شامل میشود:
انقلابهای مخملین در کشورهای مدل:
الف - انقلاب گل رز گرجستان
با فروپاشی شوروی سابق و نفوذ آمریکا و ناتو به حلقه اول اروپای شرقی سپر دفاعی هارتلند، توسعه در حلقه دوم (آسیای مرکزی و قفقاز) در دستور کار آمریکا قرار گرفت و در این میان نفوذ در گرجستان به عنوان منطقه خارج نزدیک روسیه در اولویت قرار گرفت. بر این اساس ایالات متحده آمریکا و متحدان اروپایی آن از طریق بنیاد سوروس و مؤسسات به ظاهر غیر دولتی با ساماندهی انقلاب رنگی، گسترش ناتو به حیاط خلوت روسیه در قفقاز را زمینه سازی نمودند. در انتخابات پارلمانی نوامبر 2003 در گرجستان ائتلاف برای گرجستان نو به رهبری ادوار شوارد نادزه از یک سو و ائتلاف تروئیکای گرجستان شامل میخائیل ساکاشویلی، زوراب ژواینا (رئیس قبلی پارلمان گرجستان) و نینو یورجا نادزه (رئیس پارلمان) از سوی دیگر، با هم به رقابت پرداختند. در کوران رقابت انتخاباتی بنیاد سوروس که مسؤولیت پشتیبانی از انقلاب مخملین در گرجستان را عهدهدار بود، از طریق انستیتو جامعه باز و با استفاده افکار سنجی، پیروزی ائتلاف تروئیکا را پیشاپیش اعلام نمود. اما پس از انتخابات نتایج شمارش آرا، بر پیروزی ائتلاف برای گرجستان نو دلالت میکرد. با اعلام نتایج اولیه انتخابات ائتلاف تروئیکای گرجستان به نتیجه انتخابات اعتراض نمود و دولت را متهم به تقلب در انتخابات کرد. ائتلاف تروئیکای گرجستان که از طریق رسانههای آمریکایی و اروپایی حمایت میشدند، هواداران خود را به مبارزه منفی و نافرمانی مدنی فرا خواندند. جنبش کامارا توانست پانزده هزار نفر را در پایتخت سازماندهی نماید، آنان چند روز در مقابل ساختمانهای دولتی از جمله ریاست جمهوری تجمع نمودند و به پلیس و ارتش گرجستان شاخههای گل رز اهدا کردند. در روز افتتاح پارلمان این کشور و در حالی که شواردنادزه مشغول سخنرانی بود، مخالفان به رهبری ساکاشویلی، بدون مقاومت پلیس وارد پارلمان شده و مانع از تثبیت ائتلاف برای گرجستان نو در قدرت شدند. سرانجام با موافقت مقامات روسی، شوارد نادزه مجبور به استعفا شد و انقلاب به اصطلاح گل رز به پیروزی رسید. به طور کلی فرآیند عملیاتی شدن انقلاب گل رز در گرجستان موارد زیر را شامل میگردد:
1-تزریق کمکهای مالی آمریکا و غرب به مخالفان حکومت گرجستان
2- حمایت تبلیغاتی وسیع آمریکا و غرب از ائتلاف تروئیکای گرجستان و جابهجایی افکار عمومی
3- متهم نمودن نظام حاکم در گرجستان به فساد مالی، سیاسی و ناکار آمدی
4- افزایش انتظارات و مطالبات عمومی در جریان مبارزات انتخاباتی
5- متهم نمودن دولت گرجستان به تقلب در انتخابات
6- از پیش برنده اعلام نمودن جریانهای متمایل به آمریکا و غرب
7- درخواست باز شماری آرا و به رسمیت شناختن پیروزی مخالفان از طرف دولت
8- فراخوان مخالفان به مبارزه منفی و نافرمانی مدنی
9- تصرف پارلمان و امکان دولتی و به تعطیلی کشانیدن ادارات
ب- انقلاب نارنجی اوکراین
اوکراین بعد از فدراسیون روسیه بزرگترین کشور اروپایی است و در عرصه ژئوپلتیکی از موقعیتی منحصر به فرد برخوردار میباشد. این کشور دارای موقعیت کلیدی در میان چند منطقه مهم یعنی اروپای شرقی، قفقاز و خاورمیانه است و نفوذ آمریکا در این کشور از یک سو حلقه محاصره روسیه را تنگتر مینمود و از سوی دیگر دستیابی آمریکا به بازار منابع نفت و گاز منطقه را تسهیل مینمود. کاخ سفید برای ساماندهی انقلاب رنگی در اوکراین تلاش مضاعفی را انجام داد به طوری که پس از وقوع انقلاب نارنجی در این کشور نیویورک تایمز فاش ساخت بوش دست کم 65 میلیارد دلار برای این انقلاب سازماندهی شده خرج کرد.یانوکویچ نخستوزیر وقت و هوادار روسیه در دور اول 88/39 درصد و ویکتور یوشچنکو نامزد مورد حمایت آمریکا و غرب 22/39 درصد آرا را به دست آوردند در نتیجه انتخابات به دور دوم کشیده شد. در مرحله دوم بنا بر اعلام غیر رسمی، یانوکویچ با کسب 46/49 درصد آرا بر یوشچنکو که 61/46 درصد آرا را کسب کرده بود پیروز شد.
اما این نتیجه از سوی یوشچنکو و طرفدارانش مورد قبول قرار نگرفت و آنان دولت یانوکویچ را به تقلب در انتخابات متهم نمودند. با اعلام نتیجه انتخابات جنبش پارا که از مدتها قبل با حمایت مالی و تبلیغاتی آمریکا سازماندهی شده بود با حضور در خیابانهای کیف، اقدام به تحصن و تظاهرات نمودند. متخصصین که تیشرت، بازو بند، کمربند و هدبند نارنجی بر تن داشتند و با خود پرچمهای نارنجی حمل میکردند خواستار اعلام پیروزی یوشچنکو از سوی کمیسیون انتخابات شدند. اما کمیسیون انتخابات پیروزی یانوکویچ را رسماً اعلام نمود و با اصرار این کمیسیون پارلمان اوکراین نیز نتیجه انتخابات را به تصویب رسانید. با اعلام نتیجه انتخابات از سوی پارلمان اوکراین، تظاهرات کنندگان مانع ورود یانوکویچ به دفتر نخستوزیری شدند و کشور در شرایط جنگ داخلی و تجزیه به دو بخش شرقی طرفداران یانوکویچ و بخش غربی به هواداری یوشچنکو قرار گرفت. با فوق العاده شدن وضعیت کشور، پارلمان اوکراین در رای خود تجدید نظر کرد و اعلام نمود که در انتخابات تقلب صورت پذیرفته است و از رئیسجمهور کوچما درخواست کرد تا کمیسیون انتخابات را منحل کند. با جانبداری وزیر دفاع از یوشچنکو، شرایط به سود غرب گرایان و افراد مورد حمایت آمریکا تغییر کرد در نتیجه دادگاه عالی اوکراین سرانجام در 7 دسامبر نتیجه انتخابات را باطل و تاریخ 26 دسامبر را برای برگزاری انتخابات مجدد اعلام نمود. انتخابات مجدد در تاریخ 26 دسامبر و با حضور 12000 ناظر بینالمللی برگزار گردید و یوشچنکو با کمک تبلیغاتی رسانههای آمریکایی و اروپایی 62/52 درصد آرا را کسب نمود و رئیسجمهور این کشور شد. فرآیند انقلاب نارنجی در اوکراین عبارت است از :
1-تزریق کمکهای مالی آمریکا و غرب به مخالفان دولت اوکراین
2-انجام عملیات مشروعیت قهقرایی با متهم نمودن دولت اوکراین به خشونت، ترور مخالفان فساد مالی، اداری و سیاسی
3-القای ناکار آمدی دولت
4-تصویر سازی مطلوب از یوشچنکو و مخدوش نمودن چهره یانوکویچ توسط رسانههای آمریکایی و غربی
5-جابهجایی افکار عمومی از طریق پخش شایعه مسموم کردن یوشچنکو توسط دولت یانوکویچ
6-القای تقلب در انتخابات توسط دولت
7-مخالفت با اعلام نتیجه انتخابات و فراخوان مخالفان به نافرمانی مدنی و مبارزه منفی
8-انعکاس گسترده تحولات اوکراین توسط سی ان ان، بی بی سی و یورو نیوز و هدایت افکار عمومی در این کشور
9-بر هم زدن نظم و امنیت عمومی و اشغال اماکن دولتی
ج-انقلاب لالهای قرقیزستان
قرقیزستان اگر چه دارای منابع طبیعی نفت و گاز نمیباشد اما به دلیل هم مرز بودن با چین و افغانستان، دارای جایگاه و اهمیت استراتژیک است. حادثه یازده سپتامبر قرقیزستان را بیش از پیش در کانون توجهات آمریکا قرار داد. از این رو کاخ سفید درصدد جابهجایی قدرت در این کشور و تثبیت موقعیت خود در قرقیزستان برآمد. در سال 2005 با ردصلاحیت نامزدهای مخالف دولت در پارلمان جرقههای انقلاب مخملی در این کشور زده شد. پس از برگزاری دو مرحله انتخابات پارلمانی و اعلام نتیجه آن، دو مخالف عسگر آقایف یعنی کولوف وزیر پیشین امنیت قرقیزستان از اهالی شمالی به همراه باقی اف نماینده بر کنار شده پارلمان، از اهالی جنوب با یکدیگر متحد گردیدند. با پیوستن خانم اتو نبایا نامزد ردصلاحیت شده انتخابات پارلمانی به صفوف مخالفان آقایف شرایط برای انقلاب مخملی در این کشور فراهم گردید. در چنین شرایطی جرقههای انقلاب رنگی یا انقلاب گلی توسط جنبش مقاومت جوانان کلید زده شد و در مناطق جنوبی قرقیزستان، معترضان سازماندهی شده تحت حمایت آمریکا، با تجمع در میدان اصلی شهر اوش فرودگاه و اماکن دولتی را به محاصره خود در آوردند. دامنه اعتراضات توسط جنبش مذکور به سرعت به تمامی مناطق قرقیزستان سرایت نمود و در نتیجه مخالفان عسگر آقایف اماکن دولتی و دفتر ریاست جمهوری را در بیشکک به تصرف خود در آوردند و خواستار کناره گیری وی شدند. با متواری شدن آقایف جابهجایی قدرت در این کشور با حمایت و ساماندهی آمریکا صورت پذیرفت. عسگر آقایف پس از فرار از کشور استفن یانگ سفیر آمریکا در قرقیزستان را عامل اصلی این انقلاب معرفی کرد. وی اظهار داشت: یک هفته قبل از وقوع این حوادث در شبکه جهانی اینترنت، نقشه این انقلاب منتشر شده بود. این نقشه را استفن یانگ تدوین کرده است و این انقلاب دقیقاً همانند نقشه صورت گرفت. در وقوع انقلاب لالهای در قرقیزستان نقش بنیاد سوروس و اعطای کمکهای مالی کاخ سفید به مخالفان دولت این کشور عامل تعیین کنندهای بود.
بررسی ماهیت واقعی انقلاب رنگین:
از آنجا که انقلاب رنگی یک مدل برای گذار به دموکراسی غربی در کشورهای اروپای مرکزی، شرقی بود، به هرحال به واسطه اهمیت کنونی این اصطلاح و پدیده در صحنه سیاست و از جمله تلاشی که در جهت «صدور این نوع» انقلاب به ایران صورت میگیرد، چاره ای جز نقد و بررسی محتوای واقعی وجود آن ندارد. همانگونه که اشاره گردید، انقلاب رنگین نوعی سرنگون کردن حاکمیت و جابهجایی قدرت به وسیله تحولات سیاسی است.
همگی انقلابهای رنگین (به جز قرقیزستان) بدون استفاده از ابزارهای خشونتآمیز و طی راهپیمایی خیابانی به پیروزی رسیدند و ثقل زمانی در انجام انقلابهای رنگین انتخابات میباشد، بدین صورت که با اعلام تقلب در انتخابات از سوی مخالفان دو هدف عمده ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن، با ناظرین بین المللی پیگیری میشود و از این طریق یک نظام سیاسی و اعتماد به آن و یا یک دولت مستقر به چالش کشیده میشود. تفاوت این تحولات با جنبشها و تحولات اجتماعی، در آن است که جنبشها و تحولات اجتماعی نوعی حرکت طبیعی است که مبتنی بر نیازهای اجتماع شکل میگیرد و در آن حرکت از پائین به بالا و توسط تودهها آغاز میشود و به تدریج با انسجام یابی حرکت و مشخص شدن رهبری و شعارهای جنبش، شکل جدی به خود میگیرد. انقلاب در تئوریهای تغییرات اجتماعی به دگرگونیهایی بنیادینی اطلاق میگردد که به ساقط کردن یک نظام سیاسی اجتماعی و جانشین شدن یک نظام سیاسی - اجتماعی دیگر میانجامد. به عقیده لئون تروتسکی یکی از رهبران انقلاب اکتبر، بارزترین خصوصیت هر انقلاب همانا مداخله مستقیم و قهر آمیز تودهها در حوادث تاریخی است. اما انقلابهای رنگین حرکتی طراحی شده از بالا به پائین و توسط نخبگان مخالف و معارض نظام سیاسی موجود و یا یک دولت مستقر و با حمایت قدرتهای مخالف و معارض خارجی است. این نوع برنامه ریزی برای تغییر ساختارهای سیاسی، توسط احزاب و گروههای سیاسی طراحی شده و برای تحقق اهدافی مشخص که اغلب کسب قدرت سیاسی است، با طرح سؤالات و شبهات در افکار عمومیبه بسیج تودهها دست زده و آنها را از طریق ابزارهای رسانه ای به خیابانها برای حرکتهای اعتراضی میکشاند. بنابراین این نوع روش برای تغییر ساختارهای سیاسی را روشی مبتنی بر حرکت طبیعی مردمی نمیتوان به شمار آورد. به هر ترتیب، انقلاب رنگی در ذیل مدلهای شناخته شده و کلاسیک جامعه شناسی سیاسی در باب تغییرات و دگرگونیهای اجتماعی نمیگنجد. انقلاب رنگی یک پدیده پسا جنگ سردی و به این معنا نوین و متاخر است و از این جهت میتوان این روش را به جای انقلاب رنگی، کودتای مخملین و یا یک کودتای مدرن نامید.
ممنون خیلی عالی بود