بدون احساس وظیفه در این امر و اجرای این امر خطیر خط شکن و جریان ساز هرحرکتی فقط منجر به تداوم وضع بطئی موجود می شود و نمی توان از آن انتظاری در حد یک جهش اقتصاد در اقتصاد داشت.
برای شناخت بسترها و زمینههای تحقق اقتصاد مقاومتی، ابتدا باید به آسیبشناسی اقتصاد کشور و موانع و نیازمندیهای تحقق اقتصاد مقاومتی پرداخت. اولین نیاز این است که مرکزیت و محوریتی برای فعالیت در عرصهی اقتصاد مقاومتی داشته باشیم. فعالان این عرصه باید بتوانند اطلاعات و دستاوردهای خود را در جایی به اشتراک بگذارند. فرماندهی هوشمند و متمرکزی برای هدایت فعالیتهای این حوزه و شناسایی و آموزش نیروهای مستعد و مناسب برای فعالیت علمی و عملیاتی در این عرصه لازم است. افراد دغدغهمند و مراکز تحقیقاتی و اجرایی که به این موضوع ورود کردهاند، میباید در شبکهای فعال و مؤثر، از فعالیتهای مهم و مسائل جدید مطلع شوند و سامانهای پویا و هوشمند برای این مسأله وجود داشته باشد. مراکزی چون شورای عالی امنیت ملی که در این موضوع ورود خوبی داشتهاند، بایستی با عنایت به مسائل فوق در کمک گرفتن از دیگر نیروها پویا و چابک باشند.
نیاز دوم آن است که فعالیت در عرصهی اقتصاد مقاومتی نیاز به رصد و دیدهبانی فضای اقتصادی داخلی و بینالمللی و نیز گردآوری آمارهای دقیق و روزآمد دارد. بدون این دو، فعالیت برای تحقق اقتصاد مقاومتی امکان ندارد. ضمناً برای اینکه به این دو برسیم، به شاخصهای بومی نیاز داریم تا میزان مقاومت و آسیبپذیری اقتصادمان را بر اساس آنها شناسایی کنیم و بدانیم این اقتصاد ما تا چه اندازه میتواند در برابر فشارها مقاومت کند و این سد اقتصادی چه میزان فشار را میتواند تحمل کند؟ اقتصاد غربی برای خودش شاخص دارد و ما به شاخصهای بومی متناسب با این مسائل بومی خودمان نیاز داریم؛ کاری که از جوانان ما بهخوبی برمیآید.
پیام امام راحل به مردم درباره انتخابات مجلس؛ دنیا منتظر حماسه حضور مردم در انتخابات باشد 11فروردین 1367
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
در آستانه انتخابات سومین دوره مجلس شوراى اسلامى هستیم. گمان نمىکنم که نقش و اهمیت انتخابات و مجلس شوراى اسلامى بر کسى پوشیده باشد. بحمد اللَّه هر چه از عمر با برکت انقلاب شکوهمند اسلامى ما مىگذرد، مردم مسلمان و متعهد کشورمان به اهمیت حضور و نقش تعیینکننده خود در تمامى صحنههاى انقلاب آشناتر مىشوند، و راز دوام و بقا و استحکام قیام الهى خود را بهتر کشف مىنمایند.
هم اکنون، با توجه به آگاهى و شعور بالاى سیاسى مردم خداجوى ایران، شاید ضرورتى به یادآورى اهمیت شرکت در انتخابات نباشد؛ ولى براى احتیاط در اداى تکلیف شرعى- سیاسى خود نکاتى را متذکر مىشوم:
1- از آغاز انقلاب تا کنون، یکى از اهداف شوم و پلیدى که همواره مورد توجه استکبار جهانى و نوکران خارجى و داخلى آنان بوده است دور کردن مردم از صحنههاى انقلاب و گسستن پیوندهاى پولادین آنان با آرمانهاى اجتماعى- سیاسى اسلام بوده است؛ که در راه تحقق آن به انواع حیلهها و ترفندهاى گوناگون متوسل شدهاند؛ که بحمد اللَّه سرشان به سنگ خورده است؛ و ملت پیروز و سرافراز ایران با نمایش قدرت عظیم خود در حوادث گوناگون انقلاب این حقیقت و واقعیت را به اثبات رسانیده و نشان دادهاند که از دریاى خروشان وحدت و انسجام آنان چیزى کم نشده و نخواهد شد. و جهانخواران ان شاء اللَّه تا ابد حسرت گسستن اتحاد مقدس مردم ما را به گور خواهند برد.
بعید به نظر نمىرسد که در این روزها یکى از اهداف شرارتهاى اخیر صدامیان در تهدید و ارعاب و ادامه بمبارانها و موشکباران مناطق مسکونى، علاوه بر سرپوش نهادن بر شکستهاى پیاپى خود در صحنههاى نبرد، رسیدن به این هدف باشد که حضور مردم را تحت الشعاع این جنایات قرار دهد و از هم اکنون هم باید مطمئن باشیم رسانههاى استکبارى از عدم حضور مردم در صحنه انتخابات سخنها خواهند گفت؛ و با تحلیلهاى موذیانه و القائات توأم با تهدید و ارعاب تلاش خواهند نمود ذهنها را به مسائل دیگر معطوف نمایند. غافل از آنکه امت اسلامى ایران سالهاست نشان دادهاند که از این هیاهوها نمىترسند، و مقاوم و استوار در مقابل تمام ابرقدرتها و قدرتها مىایستند؛ و به یارى خداوند متعال، ملت شریف ایران با حضور گسترده خود انتخابات را در موعد مقرر و با قدرت و قاطعیت برگزار مىکنند؛ و مطمئناً در زیر موشک و بمب هم اگر قرار بگیرند، به پاى صندوقها مىروند و به تکلیف شرعى و الهى خود عمل خواهند نمود.
و این جانب تحت هر شرایطى در انتخابات شرکت مىکنم. و ان شاء اللَّه دنیا خواهد دید که مردم عزیز ایران چگونه حماسه حضور گذشته خویش را در سراسر میهن اسلامى تکرار خواهند کرد.
2- همان طور که بارها گفتهام، مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیم ندارند، و هیچ فرد و یا گروه و دستهاى حق تحمیل فرد و یا افرادى را به مردم ندارند. جامعه اسلامى ایران، که با درایت و رشد سیاسى خود جمهورى اسلامى و ارزشهاى والاى آن و حاکمیت قوانین خدا را پذیرفتهاند و به این بیعت و پیمان بزرگ وفادار ماندهاند، مسلّم قدرت تشخیص و انتخاب کاندیداى اصلح را دارند. البته مشورت در کارها از دستورات اسلامى است. و مردم با متعهدین و معتمدین خویش مشورت مىنمایند. و افراد و گروهها و روحانیون در حد تذکرات قبلى در حوزه خود مىتوانند کاندیدا معرفى نمایند؛ ولى هیچ کس نباید توقع داشته باشد که دیگران اظهار نظر و اظهار وجود نکنند.
در هر حال، مردم با بصیرت و درایت و تحقیقْ کاندیداها را شناسایى کرده، و به سوابق و روحیات و خصوصیات دینى- سیاسى نامزدهاى انتخاباتى توجه نمایند. مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانى رأى دهند که متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئولیت کنند، و طعم تلخ فقر را چشیده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنجدیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاک طینتان عارف، و در یک کلمه، مدافع اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- باشند. و افرادى را که طرفدار اسلام سرمایه دارى، اسلام مستکبرین، اسلام مرفهین بىدرد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان، و در یک کلمه، اسلام امریکایى هستند طرد نموده و به مردم معرفى نمایند. و از آنجا که مجلس خانه همه مردم و امید مستضعفین است، در شرایط کنونى نباید کسى انتظار داشته باشد که حتماً نمایندگان باید از گروه و صنف خاصى باشند. باید توجه داشت که هنوز خیلى از مسائل وجود دارد که به نفع محرومین باید حل و فصل شود. و تمیز بین کسانى که در تفکر خود خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرار دادهاند، با دیگران کار مشکلى نیست.
3- نصیحتى است از پدرى پیر به تمامى نامزدهاى مجلس شوراى اسلامى که سعى کنید تبلیغات انتخاباتى شما در چهارچوب تعالیم و اخلاق عالیه اسلام انجام شود؛ و از کارهایى که با شئون اسلام منافات دارد جلوگیرى گردد. باید توجه داشت که هدف از انتخابات در نهایتْ حفظ اسلام است. اگر در تبلیغات حریم مسائل اسلامى رعایت نشود، چگونه منتخبْ حافظ اسلام مىشود. باید سعى شود تا خداى ناکرده به کسى توهین نگردد؛ و در صورتى که رقیب انتخاباتى به مجلس راه یافت، به دوستى و برادرى، که چیزى شیرینتر از آن نیست، لطمهاى نخورد.
ملت شهیدپرور ایران بدانند این روزها روز امتحان الهى است. روز پرخاش علیه کسانى است که با اسلام کینه دیرینه دارند. روز انتقام از کفر و نفاق است. روز فداکارى است. امروز روز عاشوراى حسینى است. امروز ایران کربلاست، حسینیان آماده باشید. «جَهِّزُوا أَنفُسَکُم بِالصَّلاحِ و السِّلاحِ» «1». نهراسید. که نمىهراسید، کمربندهاتان را محکم کنید. اى آزادگان و احرار بپاخیزید. قدرتهاى بزرگ شرق و غرب مىخواهند شما را در زیر چکمهها و چنگالهاى کثیف و خونین خود خُرد کنند که حتى آخ هم نگویید. امروز روز مقاومت است. چنان بر صدام و امریکا و استکبار غرب سیلى زنید که برق آن چشمان استکبار شرق را کور کند. امروز روز درنگ نیست. امروز روز صیقل انسانیتِ انسانهاست. روز جنگ است. روز احقاق حق است. و حق را باید گرفت. و انتظار آنکه جهانخواران ما را یارى کنند بیحاصل است. امروز روز حضور در حجله جهاد و شهادت و میدان نبرد است. روز نشاط عاشقان خداست. روز جشن و سرور عارفان الهى است. امروز روز نغمه سرایى فرشتگان در ستایش انسانهاى مجاهد ماست.
درنگِ امروز فرداى اسارتبارى را به دنبال دارد. امروز باید لباس محبت دنیا را از تن بیرون نمود، و زره جهاد و مقاومت پوشید، و در افق طلیعه فجر تا ظهور شمس به پیش تاخت و ضامن بقاى خون شهیدان بود.
فرزندانم، دشمن در بمباران شیمیایى مناطق مسکونى نهایت قساوت و درندگى خود را نشان داده است؛ و با حمله شیمیایى به مردم بىدفاع عراق حتى پایههاى حمایت حامیان خود را نیز سست نموده است. به سوى جبههها هجوم برید تا ضربات پى در پى شما توان و امان او را بگیرد، که ان شاء اللَّه پیروز خواهید شد. و السلام على عباد اللَّه الصالحین.
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع پر شور دهها هزار نفر از مردم شیروان ومناطق اطراف فرمودند:
تلاش ملت عزیز ایران و هوشمندی و آگاهی و بصیرت ملت ایران موجب شده کشورمان از ثبات سیاسی مستمری برخوردار باشد؛ این نعمت بزرگی است.
بیشترین فایده ثبات و استقرار در نظام سیاسی کشور متوجه خود مردم است،مردم ایران به واسطه امنیت و آرامش فرصت ورود به مسابقات بزرگ بشری پیدا کرده است.
هم در سال 78 و هم در سال 88 با فاصله ده سال نقشه و توطئه کشور یکی بود و در هر دو سعیشان این بود که ثبات سیاسی کشور را از بین ببرد و در کشور تلاطم ایجاد کنند
مسئولین کشور با تدبیر حواسشان است و من به مسئولین هر سه قوه توصیه می کنم مراقب باشند بدخواهان نتوانند این آرامش در کشور که بزرگترین نشانه اقتدار این ملت است را بر هم بزنند
دشمنان خواستند مردم را از میدان های لازم الحضور خود دور کنند و آنها را دچار اختلاف کنند که گریبان یکدیگر را بگیرند و از مسائل کشور غافل شوند اما نتوانستند و مردم از خود بصیرت نشان دادند.
در مدت باقیمانده تا انتخابات و در خود انتخابات، همت همه مسئولان بر حفظ آرامش و اجتناب از جنجالی شدن فضای سیاسی کشور متمرکز باشد.
ایشان، با تجلیل از هوشیاری مردم در مقابل تلاشهای تشتت آفرین و اختلاف برانگیز، افزودند: مسئولان، سیاستمداران، تریبون داران و مدیران عرصه های گوناگون نیز کاملا مراقب باشند که با یک حرف یا عمل نسنجیده و اختلافی، موجب متلاطم شدن فضای سیاسی نشوند
عباس دوران به سال 1329 در شیراز متولد شد. شهید دوران با آغاز جنگ تحمیلی خدمت خود را در پست افسر خلبان شکاری و معاونت عملیات فرماندهی پایگاه سوم شکاری نفتی شهید نوژه ادامه داد و در طول سالهای دفاع مقدس بیش از یک صد سورتی پرواز جنگ انجام داد.
به گزارش مشرق؛ دوران در تاریخ 7/9/1359 اسلکه «الامیه» و «البکر» را غرق کرد و در عملیات فتح*المبین نیز حماسه آفرید.در تاریخ 20/4/1361 برای انجام مأموریت حاضر شد و هدف موردنظر او ناامن کردن بغداد از انجام کنفرانس سران کشورهای غیرمتعهد بغداد بود.
اما هنگام عملیات اصابت موشک عراقی باعث شد، هواپیما آتش بگیرد، دوران به طرف پالایشگاه الدوره پرواز کرد و تمام بمب ها را بر روی پالایشگاه فرو ریخت، قسمت عقب هواپیما در آتش می سوخت.
کاظمیان، همراهش با چتر نجات به بیرون پرید اما دوران به سمت هتل سران ممالک غیرمتعهد پرواز کرد. او در آخرین لحظات با یک عملیات استشهادی هواپیما را به ساختمان هتل کوبید.
سردار دلاور ایران اسلامی در روز سی ام تیر سال 1361 به شهادت رسید.
سرانجام بعد از بیست سال تنها قطعه ای از استخوان پا به همراه تکه ای از پوتین عباس دروان به میهن بازگشت و روز دهم مردادماه سال 1381 خانواده آن را در شیراز به خاک سپردند.
روحمان با یادش شاد
آنچه در ادامه مطلب خواهید خواند اولین نامه ای است که شهید عباس دوران برای همسرش در روزهای جنگ تحمیلی نوشته است.
خاتون من ، مهناز خانم گلم سلام
بگو که خوب هستی و از دوری من زیاد بهانه نمی گیری برای من نبودن تو سخت است ولی چه می شه کرد جنگ جنگ است و زن و بچه هم نمی شناسد.
نوشته بودی دلت می خواهد برگردی بوشهر. مهناز به جان تو کسی اینجا نیست همه زن و بچه ها یشان را فرستادند تهران و شیراز و اصفهان و ...
علی هم (سرلشگر خلبان شهید علیرضا یاسینی ) امروز و فرداست که پروانه خانم و بچه ها را بیاورد شیراز دیشب یک سر رفتم آن جا . علیرضا برای ماموریت رفته بود همدان از آنجا تلفن زد من تازه از ماموریت برگشته بودم می خواستم برای خودم چای بریزم که گفتند تلفن . علی گفت : مهرزاد مریضه پروانه دست تنهاست . قول گرفت که سر بزنم گفت : نری خونه مثل نعش بیفتی بعد بگی یادم رفت و از خستگی خوابم رفت ، می دانی این زن و شوهر چه لیلی و مجنونی هستند.
پروانه طفلک از قبل هم لاغر تر شده مهرزاد کوچولو هم سرخک گرفته و پشت سرش هم اوریون پروانه خانم معلوم بود یک دل سیر گریه کرده . به علی زنگ زدم و گفتم علی فکر کنم پروانه خانم مریضی مهرزاد را بهانه کرده و حسابی برات گریه کرده است . علی خندید و گفت : حسود چشم نداری توی این دنیا یکی لیلی من باشه؟
دلم اینجا گرفته عینکم رو زدم و همان طور با لباس پرواز و پوتین هایی که چند روز واکس نخورده نشستم تا آفتاب کم کم طلوع کنه باد آن روزی افتادم که آورده بودمت اینجا ، تو رستوران متل ریسکس نمی دونم شاید سالگرد ازدواج یکی از بچه ها بود.
اگر پروانه خانم و بچه ها توی این یکی دو روز راهی شیراز شدند برایت پول می فرستم .
خیلی فرصت کم می کنم به خونه سر بزنم ، علی هم همینطور حتی فرصت دوش گرفتن رو هم ندارم . دوش که پیشکش پوتینهایم را هم دو سه روز یکبار هم وقت نمی کنم از پایم خارج کنم . علی که اون همه خوش تیپ بود رفته موهایش رو از ته تراشیده من هم شده ام شبیه آن درویشی که هر وقت می رفتیم چهارراه زند آنجا نشسته بود .
بچه های گردان یک شب وقتی من و علی داشت کم کم خوابمون می برد دست و پایمان را گرفتند و انداختند توی حمام آب را هم رویمان بازکردند . اولش کلی بد و بی راه حواله شان کردیم اما بعد فکر کردیم خدا پدر و مادرشان را بیامورزد چون پوتینهایمان را که در آوردیم دیدیم لای انگشتهایمان کپک زده است.
مهناز مواظب خودت باش این حرفها را نزدم که ناراحت بشی بالاخره جنگ است و وضعیت مملکت غیر عادی. نمی شود توقع داشت چون یک سال است ازدواج کردیم و یا چون ما همدیگر را خیلی دوست داریم جنگ و مردم و کشور را رها کرد و آمد نشست توی خانه . از جیب این مردم برای درس خواندن امثال من خرج شده است پیش از جنگ زندگی راحتی داشتیم و به قدر خودمان خوشی کردیم و خوش بخت بودیم به قول بعضی از بچه های گردان خوب خوردیم و خوابیدیم الان زمان جبران است اگر ما جلوی این پست فطرتها نایستیم چه بر سر زن و بچه و خاکمان می آید . بگذریم
از بابت شیراز خیالت راحت آن جا امن است کوه های بلند اطرافش را احاطه کرده و اجازه نمی دهد هواپیماهای دشمن خدای ناکرده آنجا را بزنند . درباره خودم هم شاید باورت نشه اما تا بحال هر ماموریتی انجام دادم سر زن و بچه های مردم بمب نریختم اگر کسی را هم دیدم دوری زدم تا وقتی آدمی نبوده ادامه دادم .
لابد خیلی تعجب کردی که توی همین مدت کوتاه چطور شوهر ساکت و کم حرفت به یک آدم پر حرف تبدیل شده خودم هم نمی دانم به همه سلام برسان به خانه ما زیاد سر بزن مادرم تورا که می بیند انگار من را دیده .
سعی می کنم برای شیراز ماموریتی دست و پا کنم و بیایم تو راهم ببینم همه چیز زود درست می شود دوستت دارم خیلی زیاد .
مواظب خودت باش
همسرت عباس - مهر ماه ۱۳۵۹