بسیج

سال 1392 - حماسه سیاسی حماسه اقتصادی

بسیج

سال 1392 - حماسه سیاسی حماسه اقتصادی

( پدافند غیر عامل)

مقدمه:

 

پدافند در مفهوم کلی، دفع، خنثی کردن و یا کاهش تاثیرات اقدامات آفندی دشمن و ممانعت از دستیابی به اهداف خودی است. پدافند به دو بخش تقسیم می‌شود 1- پدافند عامل 2- پدافند غیرعامل

 

پدافند عامل: پدافند عامل عبارت از رویارویی و مقابله مستقیم با دشمن و به کارگیری جنگ افزارهای مناسب و موجود به منظور دفع حمله و خنثی کردن اقدامات آفندی وی می‌باشد.

 

پدافند غیرعامل: پدافند غیرعامل به مجموعه اقداماتی اطلاق می‌گردد که مستلزم به کارگیری جنگ افزار نبوده و با اجرای آن می‌توان از وارد شدن خسارات مالی به تجهیزات و تاسیسات حیاتی و حساس نظامی و غیرنظامی و تلفات انسانی جلوگیری نموده و یا میزان این خسارات و تلفات را به حداقل ممکن کاهش داد.

 

 

 

1- موضوعیت پدافند غیرعامل

 

بخشی از خسارات و صدمات وارده از حملات هوایی-موشکی، مربوط به اصابت بمب یا هر نوع پرتابه دیگری و ایجاد انفجار توسط آنها می‌باشد. که در لحظه وقوع حادث می‌گردد و اغلب موارد، خسارات و صدمات مربوط به پیامدهای این حملات از خسارات ناشی از انفجار اولیه به مراتب بیشتر می‌باشد و با رعایت اصول پدافند غیرعامل و اجرای طرح‌های مربوطه می‌توان ضمن کاهش خسارات اولیه از بروز خسارات و صدمات بعدی جلوگیری نموده و یا تاثیر آنها را تا حد بسیار زیادی کاهش داد.

 

اصول اولیه پدافند غیرعامل، ساده و تقریباً ثابت بوده ولی کاربرد این اصول در موارد مختلف تفاوت داشته و در مواردی پیچیده و مشکل می‌شوند.

 

 

 

2- اصول، روشها و موضوعات اساسی در مبحث پدافند غیرعامل

 

1-2 اختفا Concealment

 

اختفا یا پنهان کاری به کلیه اقداماتی گفته می‌شود که مانع از قرار گرفتن تاسیسات و تجهیزات در دید مستقیم دشمن گردیده و یا تشخیص تاسیسات و تجهیزات و همچنین آگاهی از انجام فعالیت‌های خاص را برای او غیر ممکن و یا مشکل می‌سازد.

 

 

 

روش‌های اختفا عبارتند از

 

الف- استفاده مناسب از عوارض زمین و احداث تاسیسات در محلی که توسط دشمن به سهولت قابل تشخیص و رویت نباشد.

 

ب- عادی و غیر مهم جلوه دادن تاسیسات با جدول‌بندی، درختکاری و ...

 

ج- جداسازی منطقی تاسیسات صنعتی که به علت نوع فعالیت نمی‌توان آنها را به طور کلی دگرگون نمود. به نحوی که تاثیر زیاد بر نوع فعالیت‌ها نگذارد.

 

د- حذف نقاط حیاتی و حساس و مهم از روی نقشه‌هایی که به دلیل خاص باید در رسانه‌های گروهی منعکس گردد.

 

هـ- نشان ندادن نمای خارجی تاسیسات حیاتی و حساس در تلویزیون به خصوص در ارتباط با محیط اطراف و جاده‌ها

 

و- عدم درج آگهی در جراید به گونه‌ای که وقوع فعالیتی مهم در محدوده زمانی و در موقعیت جغرافیایی مورد استفاده قرار گیرد.

 

ز- ایجاد تاسیسات در اعماق زمین و یا در دل کوه‌ها که به این ترتیب علاوه بر پنهان کردن آنها بحث استحکام کافی در مقابله با راکت، بمب و موشک را می‌توان مطرح کرد.

 

ح- جابه‌جایی: از آن جایی که تاسیسات صنعتی به صورت ثابت در نقطه‌ای مستقر می‌شود و انتظار و تغییرات و تحولات دفعی از آنها نمی‌رود. چنانچه جمع‌آوری و نصب مجدد گونه‌هایی از صنایع تا حد لازم سهولت داشته باشد می‌توان کالبد‌های مورد نیاز را از نوع سبک و انعطاف‌پذیر مانند چادر و یا سازه‌های سبک با قابلیت مونتاژ و دمونتاژ آن انتخاب نمود و در مراحل زمانی مختلف محل آن را جابه‌جا نمود.

 

 

 

2-2 - استتار comouflage

 

مفهوم کلی استتار هم رنگ و هم شکل کردن تاسیسات و تجهیزات با محیط اطراف می‌باشد. استتار از موثرترین و متداول‌ترین روشهای دفاعی غیرعامل در ارتش کلاسیک دنیا است.

 

در مبحث استتار دو نوع دید از طرف دشمن مدنظر است 1- دید هوایی 2- دید زمینی

 

عوامل مربوط به اجرای استتار عبارتند از: رنگ، سایه، بافت، زمین، جنس و مصالح و حرارت و ....

 

 

 

انواع استتار

 

1- استتار نوری 2- استتار حرارتی 3- استتار راداری 4- استتار رادیویی (مثل ایجاد پارازیت یا ارسال فرامین کاذب) 5- استتار بصری 6- استتار صوتی 7- ضد الکترونیکی

 

 

 

2-3 استحکامات:

 

در بحث پدافند غیرعامل استحکامات به سازه‌های موقتی اطلاق می‌شود که با توجه به شرایط و امکانات و میزان اهمیت و آسیب‌پذیری نقاط حیاتی و حساس در محل‌های مناسب و اطراف تاسیسات ایجاد می‌گردند تا مانع اصابت مستقیم موشک بمب یا ترکش این مهمات به تاسیسات و یا تجهیزات گردیده و اثرات ترکش و انفجار را به طور نسبی خنثی نمایند. استحکامات به شکل زیر طبقه‌بندی می‌شوند:

 

 

 

1- خاکریز

 

چنانچه تجهیزات در فضای باز چیده شده و یا درون ساختمانی و با مقاومت مصالح معمولی قرار گرفته باشند با ایجاد خاکریز با ارتفاع و قطر مناسب می‌توان در مواردی مانع اصابت مستقیم بمب و موشک به تاسیسات و تجهیزات گردیده و در اکثر موارد مسیر ترکش و موج انفجار به طرف تاسیسات را سد کرد.

 

 

 

3- کیسه شن

 

در صورتی که فضای لازم برای ایجاد خاکریز با شیب مناسب وجود نداشته باشد. با چیدن گونی‌های پر از شن و ماسه در چندین ردیف و روی هم می‌توان به نتایج مورد نظر برای حفظ تاسیسات دست یافت.

 

علاوه بر محصور کردن تاسیسات و تجهیزات می‌توان از کیسه شن به عنوان پوشش محافظتی نیز استفاده کرد (مثل: لوله‌های زمینی انتقال نفت....)

 

 

 

3- دال بتنی، شبکه شن و یا استوانه بتنی

 

استفاده از این وسائل زمانی توصیه می‌شود که تداوم تهدید محتمل باشد.

 

 

 

4- دیوار کشی

 

ایجاد دیوار احتیاج به بررسی کارشناسی داشته و قطر و ارتفاع آن با توجه به مقاومت مصالح به کار رفته باید محاسبه شود. دیوار کشی شامل آجر چینی، سنگ چینی، ایجاد بلوک‌هایی با سیمان مسلح و یا استفاده از بلوک‌های پیش ساخته می‌باشد. دیوار کشی بهتر است در قطعات مجزا و کنار هم صورت گیرد.

 

 

 

2-4 پوشش

 

ایجاد پوشش یک اقدام موقتی است که با بالا رفتن شدت تهدید و احتمال حمله هوایی موشکی انجام شده و تا زمانی که احتمال حمله وجود دارد ادامه می‌یابد. با این عمل تاسیسات و تجهیزات یا مرکز فعالیت از دید خلبان یا حسگر نصب شده در سر بمب و موشک پنهان گردیده و هدف گیری و هدایت موشک و بمب‌های هدایت شونده از جمله بمب‌های لیزری میسر نشده و یا دقت آنها کاهش می‌یابد. پوشش می‌تواند توسط دود ، بخار آب (غلیظ) و یا با هوا کردن بادکنک و بالن ایجاد شود.

 

 

 

انواع پوشش:

 

پوشش امنیتی: اقداماتی است که عمدتاً در مورد تاسیسات ثابت به کار گرفته می‌شود و فعالیت‌های مجازی یا غیرواقعی را برای دشمن تداعی می‌کند.

 

پوشش فیزیکی: اصطلاحاً اقداماتی است که موقتاً به صورت فیزیکی مانع از تشخیص هدف می‌گردد. که از جمله این اقدامات می‌توان به ایجاد پرده دود یا بخار غلیظ اشاره کرد.

 

 

 

2-5 ایجاد سازه‌های امن و مقاوم‌سازی

 

طراحی و احداث تاسیسات حیاتی و حساس به گونه‌ای که به طور کلی در مقابل اصابت مستقیم بمب و موشک مقاوم باشند در خیلی از موارد اصولاً عملی نبوده و به صرفه و صلاح نیز نمی‌باشد. زیرا هزینه ایجاد و تاسیسات با چنین مشخصاتی ممکن است به مراتب پیش از کل تجهیزات مربوطه باشد.

 

در اکثر موارد اصلاح بر این است که اجزا مستقل تاسیسات و تجهیزات که اصابت احتمالی بمب موشک موجب از کار افتادن تجهیزات و توقف فعالیت بخشی از مجموعه گردیده اما خسارت جانبی زیادی به بار نمی‌آورد تنها در مقابل موج انفجار و ترکش بمب موشک محافظت شوند ولی بخشهایی از مجموعه که صدمه دیدن آنها موجب از کار افتادن کل سیستم و وقفه کامل یا نسبی در انجام فعالیت می‌گردد با مقاومت کافی اصابت بمب ساخته شوند.

 

چنانچه تاسیسات حیاتی و حساس که احتمالاً در فهرست هدف‌های دشمن قرار دارند فاقد مقاومت کافی در مقابل اصابت مستقیم بمب، موشک بوده و یا موج انفجار ناشی از اصابت، بمب موشک در نزدیکی تاسیسات را نتواند تحمل نمایند.می‌توان با اجرای طرح‌های خاص مهندسی، مقاومت بنای آنها را افزایش داده و احتمالاً به حد مطلوب رسانید.

 

 

 

2-6 پراکندگی

 

پراکندگی عناصر کالبدی یکی از مباحث مهم پدافند غیرعامل محسوب می‌گردد که در کاهش خسارت ناشی از ایراد ضربه تخریبی دشمن بسیار موثر است و به عکس در صورتی که دشمن در مراحل تهاجمی خود پیش از شناسایی حضور و با بازشناسی به مرحله نشانه‌روی و اصابت دست یابد تمرکز عناصر کالبدی و حساس مجموعه مورد تهاجم موجب می‌گردد عملیات تهاجمی با حجم کمتر و متمرکز، بیشترین تخریب را به جا بگذارد.

 

ایجاد مجتمع‌های عظیم صنعتی،‌تاسیسات بندری وسیع، نیروگاه بزرگ و غیره در کشور که ممکن است مورد حمله هوایی دشمن قرار گیرد به صلاح نیست.

 

در مورد مراکز موجود لازم است مطالعات صورت گرفته و در صورت امکان طرح‌هایی جهت انتقال تدریجی آنها به نقاط مختلف کشور تهیه شود تا با رعایت اصول پراکندگی در محل‌های جدید مستقر گردند.

 

 

 

2-7- تفرقه Separation

 

منظور از تفرقه، جداسازی بخشی یا بخشهایی از تجهیزات، قطعات یدکی مواد و سایر وسائل و انتقال آنها به محلی غیر از محل استقرار دائمی و نجات آنها از تاثیر یک حمله هوایی موشکی احتمالی است. این امر نباید باعث توقف کامل فعالیت‌ها گردد.

 

 

 

2-8 فریب و اختلال:

 

 

 

به مجموعه اقداماتی که بتواند بازشناسی و توجه دشمن را از هدفهای مورد نظر منحرف کرده و موجب گمراهی وی در تشخیص و هدف‌گیری شود، فریب و اختلال اطلاق می‌شود.

 

 

 

2-9 دسترسی‌ها:

 

 

 

دسترسی‌ها به معنی راه‌ها و فضاهای عبوری و ارتباطی است و در انواع و مقیاس‌های مختلف قابل طرح است. خطوط ارتباطی یک موضع به محیط بیرونی باید تابع ضوابطی باشد که خصوصیات تهدیدات منجر به اختلال در تردد و یا حذف تردد شود.

 

 

 

2-10- موانع

 

کلیه عواملی که نفوذ حضور دشمن را در محدوده مورد نظر مشکل نماید موانع نام دارد. انواع موانع عبارتند از:

 

الف- فاصله: یک اصل کلی آن است که هر چند فاصله سوژه از مبدا تهدید و تهاجم بیشتر باشد از ایمنی بیشتری برخوردار است، زیرا طی کردن فاصله با به کارگیری هر نوع شی تهاجمی اعم از موشکی،‌ هوایی و زمینی، مستلزم برنامه‌ریزی دقیق‌تر و به کارگیری سلاح و تکنولوژی کارآمدتر و هزینه گزاف‌تر و در عین حال خطرپذیری بیشتر است.

 

 

 

ب- توپوگرافی

 

به معنی پستی و بلندی‌های زمین می‌باشد در صورت وجود ناهمواری در مسیر نقاط مورد نظر علاوه بر خود این ناهمواری‌ها باعث دشواری حرکت مهاجم به خصوص نیروی زمینی می شوند در عین حال امکاناتی را جهت به کارگیری تدافعی فراهم می‌نماید.

 

 

 

ج- زیستگاه‌ها

 

در هر منطقه که توده‌ای از کالبد معماری و تجمع نیروی انسانی وجود داشته باشد دلیل استحکامات متنوع و پیچیدگی کالبدی و سایر امکانات و از طرفی عدم شناخت دقیق دشمن از میزان و مکانیزم مقاومت‌های احتمالی همواره نوعی احتیاط و تردید وجود داشت و این امر خود به مثابه وجود قابلیت‌های پیشگیرانه می‌باشد.

 

 

 

د- آبهای سطحی

 

شامل نهرها، رودها، کانال‌ها، دریاچه‌ها و حوضچه‌های طبیعی، مصنوعی، تالاب‌ها و برکه‌های سطوح زیر کشت غرقابی مانند برنج و نیشکر می‌باشد که استعداد مانع بوده را در مقابل هجمه‌های تصرف زمینی دارند.

 

ه- رمل‌ها

 

 

 

2-11 - سیستم‌های ردیابی و اعلام خطر

 

بخشی از اقدامات پدافند غیرعامل و هوایی نظیر ایجاد پرده پوششی اقدامات درون سازمانی به منظور آماده نمودن محیط جهت ترک فعالیت استفاده از جان پناه و پناهگاه‌ها و غیره اندکی قبل از وقوع حملات هوایی موشکی صورت می‌گیرد.

 

و بنابراین کلیه افراد باید در زمان به نحوی از وقوع این حملات مطلع گردند.

 

مهمترین اقدام برقراری سیستم اعلام خطر در نقاط حیاتی و حساس با تشکیل یک مرکز اعلام خطر و گماردن یک نفر مسئول در هر زمان و استفاده از بلندگو، آژیر و خطر و غیره می‌باشد.

 

 

 

3-11- آموزش و فرهنگ سازی:

 

مسئولین تصمیم‌گیرندگان و کلیه افرادی که به نحوی در سیاستگذاری تهیه اجرای طرح‌های پدافندی غیرعامل سهمی می‌باشند. لازم است متناسب با نیاز از آ‌موزش‌های لازم برخوردار گردند. ارائه آموزش با تشکیل دوره‌های آموزشی مختلف، در مراکز آموزش نظامی و غیرنظامی میسر می‌باشد.

 

 

 

2-12- پنگاهگاه‌ها و جان پناه:

 

پناهگاه‌های به مکانی اطلاق می‌گردد که در مقابل اثرات حملات هوایی-موشکی نسبت به ساختمان‌های معمولی و یا فضای باز از امنیت بیشتری برخوردار باشد.

 

پناهگاه‌ها بهتر است در نزدیکی محل‌های تجمع افراد باشد و بهتر است در فاصله مناسب از تاسیسات و با استحکام مورد نظر جهت مقاومت در مقابل اصابت مستقیم بمب موشک و یا موج انفجار اتخاذ گردد.

 

پناهگاه‌ها باید مجهز به هواکش، سیستم تهویه طبیعی و یا مصنوعی، سیستم روشنایی و برق اضطراری، وسائل کمک‌های اولیه،آب و غذا، وسائل کنار زدن آوار و راه‌های ورود و خروجی متعدد به خارج از محوطه پناهگاه باشند.

 

 

 

جان پناه:

 

چنانچه ساختمان محل فعالیت دارای مقاومت کافی در مقابل موج انفجار و ترکش نبوده و تجهیزات و وسائل به کار رفته در تاسیسات خود خطر آفرین باشند و در مواردی که تاسیسات خود هدف حمله هستند با شنیدن صدای آژیر باید به محل امن‌تر رفت.

 

جان پناه می‌توان یک سنگر بتنی سرپوشیده، سنگر معمولی با دیواره آجری یا حتی خاکی باشد که افراد بتوانند با رفتن درون آن و نشستن روی پاهای خود یا روی سنگر در معرض اصابت ترکش قرار نگیرد.

 

 

 

2-13- پدافند در مقابل حملات ویژه (شیمیایی، میکروبی، هسته‌ای)

 

استفاده از سلاح‌های شیمیایی در محیط جنگ رایج است و کمتر در محیط‌های تاسیساتی کاربرد دارد.

 

اعلام خطر حمله شیمیایی یا حملات هوایی معمولاً متفاوت بوده و این اعلام خطر ممکن است قبل یا هم زمان با حمله صورت پذیرد. استفاده از ماسک در این شرایط بسیار مهم است.

 

در مورد حملات هسته‌ای: چنانچه افراد بدانند در صورت اطلاع از انفجار قریب الوقوع هسته‌ای با رفتن داخل یک سنگر، کشیدن یک پتوی مرطوب روی سر خود می‌توانند تا حد زیادی از آثار ناشی از ریزش اتمی مصون بمانند. قطعاً در مقابل یک حمله هسته‌ای به طور کامل تسلیم نخواهند شد،‌ آموزش در این زمینه نقش موثری را ایفا می‌کند.

 

 

 

2-14- آمایش دفاعی

 

که شامل سازماندهی و چینش مناسب فضاها و تاسیسات برای نیل به اهداف استراتژیک و دفاعی صورت می‌گیرد و به مطالعات گسترده‌ای نیاز دارد.

 

 

 

2-15 سلاح شناسی:

 

یکی از مطالعات مهم در امور دفاعی و پدافندی، مطالعه بر روی توانایی‌های سلاح‌های متفاوت، میزان آسیب‌رسانی هر یک دسته‌بندی و روش‌های مقابله با آنها می‌باشد.

 

 

 

2-16 مکان یابی localisation

 

انتخاب مطلوب و بهینه یک محل با امکان تحقق آن فعالیت و داشتن شرایط مناسب برای توسعه آینده به گونه‌ای که علاوه بر عوامل عمومی اصول پدافند غیرعامل رعایت شود.

 

 

 

2-17 دفاع غیرنظامی Civil Defence

 

1- مجموعه تمهیدات دفاع عامل و غیرعامل برای افراد و تاسیسات غیرنظامی (اصغر جدی -1383)

 

2- مجموعه فعالیت‌های که می‌توان با انجام آن از بروز و استمرار سوانحی که جان و مال مردم را تهدید می‌کند جلوگیری نمود و یا در صورت بروز، آثار ناشی از آن‌را کاهش داد (موحدی نیا)

 

3- کاهش خسارات مالی و صدمات جانی وارده بر غیرنظامیان در اثر حوادث طبیعی یا حوادث غیرطبیعی (مهندسی شمسایی)

 

 

 

مفهوم دفاع غیرنظامی:

 

در منابع لاتین عبارت «دفاع غیرنظامی» یا «دفاع شهری» برابر با عبارت civil Defence است. دفاع غیرنظامی «حفاظت از غیر نظامیان در شرایط جنگی» است و از این رو مشتمل بر بخشی از دفاع ملی است که در پی تمهیدات لازم به منظور کسب آمادگی کافی در برابر هرگونه حمله احتمالی یا باج خواهی از یک کشور می‌گردد. طبق این تعریف، دفاع غیر نظامی باید «ایمنی جمعیت غیرنظامی کشور و ادامه حیات آنان (در زمان جنگ) را تضمین نماید». از این رو دفاع غیرنظامی به صورت سیستماتیک اهداف زیر را دنبال می‌نماید:

 

1- به حداقل رسانیدن آثار حاصل از حملات نظامی بر جمعیت غیرنظامی

 

2- مقابله فوری با شرایط اضطراری حاصل از چنین حمله‌ای

 

3- بازیابی و برقراری تسهیلات و خدمات آسیب دیده در نتیجه چنین حمله‌ای

 

 

 

نتیجه گیری

 

آنچه در این مقاله به آن پرداخته شد عبارت بود از اهم موضوعاتی که در مطالعه دفاع غیر عامل مورد بررسی قرار گیرد. بدون تردید مسائل جانبی بسیار زیادی وجود دارند که در مجال‌های دیگر قابل بررسی هستند. مبحث مهم فرهنگسازی در مسئله دفاع غیر عامل یکی از این موضوعات می‌باشد.

 

 

 

2-18 استحکامات fortification

 

ایجاد هرگونه حفاظی که در مقابل اصابت مستقیم بمب، راکت، موشک، توپخانه، خمپاره و یا ترکش آنها مقاومت نموده و مانع صدمه رسیدن به نفرات، تجهیزات یا تاسیسات گردیده و اثرات ترکش و موج انفجار را به طور نسبی خنثی نماید.

 

 

 

2-19 - مراکزحیاتی (vital Centers)

 

مراکزی که دارای گستره فعالیت ملی می‌باشد و وجود و استمرار فعالیت آنها برای کشور حیاتی است و آسیب یا تصرف آنها بوسیله دشمن باعث اختلال کلی در اداره امور کشور می‌گردد.

 

 

 

مراکز حساس Critcal Centers

 

مراکزی که دارای گستره فعالیت منطقه‌ای می‌باشند و وجود و استمرار فعالیت آنها برای مناطقی از کشور ضروری است و آسیب یا تصرف آنها به وسیله دشمن باعث بروز اختلال در بخشی از کشور می‌گردد.

 

 

 

مراکز مهم Important centers

 

مراکزی که دارای گستره فعالیت محلی می‌باشند و وجود و استمرار فعالیت آنها برای بخشی از کشور دارای اهمیت است و آسیب یا تصرف آنها به وسیله دشمن باعث بروز اختلال در بخشی از کشور می‌گردد.

 

 

 

2-20- تهدیدات:

 

تهدید دشمن (آمریکا) را کاملاً جدی بگیرید (فرمانده معظم کل قوا)

 

به کارگیری پدافند غیرعامل در جهت مقابله با تهدیدات و تقلیل خسارات ناشی از حملات هوایی، موشکی، زمینی و ... کشور مهاجم، موضوعی بنیادی و اساسی است که وسعت و گستره آن تقریباً تمامی مراکز حیاتی و ‌آسیب پذیر نظامی، اقتصادی و ... کشور را در برگرفته و حفظ امنیت ملی، استقلال سیاسی و اقتصادی و پیروزی در جنگ به نحو چشم‌گیری در راس امور است.

 

مدیریت پدافند غیرعامل در واقع به دنبال آن است که «ژن» دفاع را در درون ساختار جامعه‌ای که امکان مورد تهاجم شدن آن وجود دارد قرار دهد.

 

از طرفی نیز بدون هیچ نوع شناختی از نحوه تهاجم دشمن و روش‌های ایراد خسارت نمی‌توان به راه حل مناسب برای پیشگیری از آن اندیشید. لذا قدم اول دشمن شناسی (نحوه تهاجم دشمن) است.

 

هر مهاجمی برای رسیدن به هدف تهاجم خود که در وهله اول وارد آوردن خسارت به طرف مقابل است، لاجرم ملزم به طی مراحلی است که در آن مراحل، بسته به نوع تهاجم (زمینی، هوایی، دریایی و ...) دارای ماهیتی متفاوت می‌باشد.

 

مهاجم نیز برای انجام تهاجم خودش یک سری مراحل و روش‌هایی را دنبال می‌کند از جمله:‌

 

1- شناسایی

 

2- حضور

 

3- نشانه‌روی

 

4- ایراد خسارت

 

5- فرار

 

 

 

آنچه مسلم است وظیفه ما ایجاد خلل در هر یک از مراحل فوق می‌باشد تا بتوان به هدف دفاع که همان به حداقل رساندن میزان خسارت دشمن به نیروهای و تاسیسات و تجهیزات خودی است رسید.

 

هر گاه تمهیدات دفاع عامل همراه با ملزومات دفاع غیرعامل به حدی از کارآمدی برسد و یا بالاتر باشد خود به‌خود باعث از بین رفتن طمع دشمن و ناامیدی در تهاجم خواهد شد و یا در صورت حادث شدن تهاجم، دشمن را در دستیابی به اهدافش با مشکل جدی روبرو خواهد نمود.

 

هر کشوری که به مسائل نظامی، دفاعی،‌تهدیدات و فرصت‌ها نیاندیشد محکوم به نابودی است چرا که سایر حکومت‌ها به جای او خواهند اندیشید. این مسئله برای کشورمان به لحاظ قرارگیری در موقعیت استراتژیک جغرافیایی منابع طبیعی از اهمیت بیشتری برخوردار است.

 

تصرف هر کشوری به طور ناگهانی یا به مرور صورت می‌گیرد، در حال حاضر با توجه به محاصره ایران توسط آمریکا یکی از روشهایی که می‌بایست بیشتر مورد توجه و تامل قرار گیرد، تهاجم نظامی به صورت غافلگیرانه است که جوابگوی اصلی آن «دفاع غیرعامل» می‌باشد. یکی از مشخصه‌های نبرد نوین که در دهه گذشته شاهد نمونه‌هایی از آن بودیم به کارگیری گسترده فناوری‌های نوین در آن می‌باشد. مقابله با فن‌آوری‌های تهدید یا دستیابی به آنها بسیار پرهزینه، زمان‌بر و نیازمند ریسک بسیار بالا است.

 

در زمینه روند پیشرفت تجهیزات و تسلیحات در قرن بیست و یکم به نکات ذیل می‌توان اشاره کرد:

 

-تکثیر سلاح‌های در جهت سیستم‌های با عوامل غیرانسانی است.

 

- هواپیماهای بدون سرنشین طیف زیادی از فعالیت‌ها را انجام می‌دهند.

 

- هلیکوپترها در آینده به صورت چند منظوره خواهد بود.

آری این است طنز تلخ روزگار ما

بسیجی اگر باشی میشوی افراطی...

فحش اگر بدهند آزادی بیان است! جواب اگر بدهی بی فرهنگی!

سوال اگر بکنند آزاد اندیشند! سوال اگر بکنی تفتیش عقاید است!

تهمت اگر بزنند در جستجوی حقیقتند! جواب اگر بدهی دروغگویی!

مسخره ات بکنند انتقاد است! جواب بدهی بی جنبه ای!

تهدیدت اگر بکنند دفاع کرده اند! تهدید اگر بکنی خشونت طلبی!

راهپیمایی اگر بکنن حق آنهاست و عقیده خودشان است!

راهپیمایی اگر بکنی ساندیس خوری  یا به زور آمدی...

بسیجی اگر باشی میشوی افراطی!

جنبش سبزی باشند میشوند آزادی طلب . . .

آری این است طنز تلخ روزگار ما ...!


به افتخار جوانان واقعی ایران

به افتخار جوونایـی که نه مثل یوز پلنـگ بلکه مثل شیــر ،

نه ۹۰دقیـقه بلکه ۸ سال ،

نه جلوی تـوپ فوتبال بلکه جلوی توپِ تانـک

نه مقابل یـک کشور بلکه مقابل ۲۷ کشور دفاع کردنـد و یه میلیمتـر

از خاکمون رو بـه دشمن ندادند تا ایـران و ایرانـی همیشه قهرمان بـاشه

و پرچـمش بالا.

با یـه صلوات یادی کنیـم از همشون . . .

عطر زهرا(س) باز پیچیده ست در جان همه

 



نزدیک به هزار و چهارصد سال پیش بود که خانه ای را آتش زدند و کسی میان در نیم سوخته و دیوار خانه چنان قرار گرفت که ناله مظلومیت او هنوز به گوش می رسد. آن روز حرمت بانویی را شکستند که پیغمبر گرامی اسلام (ص) در باره اش فرموده بود:

«فاطمه بهشت من است، فاطمه کوثر من است، من از فاطمه بوی بهشت می شنوم، فاطمه عین بهشت است، فاطمه جواز بهشت است، رضای من در گرو رضای فاطمه است، رضای خدا در گرو رضای فاطمه است، خشم فاطمه جهنم خداست و رضای فاطمه بهشت خدا.»

هنوز چند روزی از این ماجرا نگذشته بود که فدک، ملک شخصی آن بانوی بزرگ و میراث به جا مانده از پدر را به زور غصب می کنند تا بی حرمتی ها به نهایت خود برسد.

فاطمه دختر پیامبر اسلام است و همسر علی علیه السلام و این اتفاقات پس از رحلت رسول خدا(ص) صورت می گیرد. این اتفاقات از یک سو و گرفتن حق حکومت از حضرت علی از سوی دیگر، دختر پیامبر را سخت آزرده و رنجور ساخت به حدی که او را نالان در بستر بیماری انداخت.

پیش از این رسول خدا، به او وعده داده بود که اول کس از خاندان من که به من می پیوندد تویی؛ و این آرامش خاطری برای او بود. وعده رسول خدا، دیری نپایید که تحقق یافت. حضرت علی علیه السلام، او را شبانه دفن کرد و آثار قبر او را از میان برد. فقدان دختر پیامبر بر علی سنگین و طاقت فرسا بود. مداینی گوید چون امیرالمومنین علی بن ابی طالب رضی الله عنه، از دفن حضرت فاطمه فراغت یافت بر سر قبر او ایستاد و این دو بیت را انشاء کرد:

جمع هر دو دوست را پریشانی است و هر چیز جز مرگ ناچیز است. 
این که من یکی را پس از دیگری از دست می دهم نشان آن است که هیچ دوست جاوید نمی ماند.
و این اولین سوگ سروده بر بزرگترین بانوی جهان است و آغازی برای شاعران شیعی که عشق و ارادت خود را به خاندان پیامبر گرامی اسلام و به ویژه حضرت زهرا(س) ابراز دارند. 
کمیت بن زیاد اسدی(60-260ق) در سوگ حضرت زهرا چنین سرود: 
امیرالمومنین علی را دوست دارم/ لیکن ابوبکر و عمر را سرزنش نمی کنم/ اگر آنان فدک را به دختر پیغمبر ندادند/ و میراث او را از وی باز گرفتند نمی گویم کافر شدند/ خدا می داند آن دو، در روز رستاخیز چه عذری خواهند آورد. 
و سید اسماعیل حمیری(105-173 ق) چنین: 
فاطمه، علی و مقداد را وصیت کرد که شب هنگام با آرامی، در خاموشی و پوشیده از دیده ها، او را به خاک سپارند/ و آن دو تن (که از آنان ناخشنود بود) بر وی نماز نخوانند و به قبر او نزدیک نشوند.

همچنین منصور نمری شاعر قرن دوم، دعبل خزاعی(148-246 ق)، سلامه الموصلی، صنوبری(م 334 ق)، ناشیء صغیر(271-365 ق)، ابن حماد شاعر قرن چهارم، مهیار دیلمی(م 428 ق)، ابن العودی (478-558 ق) و علاءالدین حلی شاعر قرن هشتم سوگ سروده ها و مدیحه هایی در منقبت حضرت فاطمه زهرا(س) گفته اند. 
این سوگ سروده ها و مدیحه ها، به شاعران عرب محدود نمی شود؛ بلکه شاعران پارسی گوی نیز، عشق و ارادت خود را به خاندان نبوت و حضرت فاطمه، در قالب اشعار زیبا بیان کرده اند که از آن جمله است:
 
ناصر خسرو (394-481 ق) که این گونه می سراید: 
آن روز در آن هول و فزع بر سر آن جمع 
پیش شهدا دست من و دامن زهرا 

تا داد من از دشمن اولاد پیمبر 
بدهد به تمام ایزد دادار تعالی 
و سنایی(م 518 ق):

نشوی غافل از بنی هاشم 
وز یدالله فوق ایدیهم 

داد حق شیر این جهان همه را 
جز فطامش نداد فاطمه را 

پس از سنایی، قوامی رازی و اثیر اخسیکتی، شاعران قرن ششم نیز مظلومیت فاطمه و اولاد او را می سرایند.
 
 
و خواجوی کرمانی(689-753 ق) محبت زهرا را چنین می سراید: 
منظومه محبت زهرا و آل او 
بر خاطر کواکب ازهر نوشته اند 

دوشیزگان پرده نشین حریم قدس 
نام بتول بر سر معجر نوشته اند 
ابن یمین شاعر قرن هشتم و ابن حسام شاعر قرن نهم نیز ستایشگران حضرت فاطمه زهرا و خاندان عصمت و طهارت بوده اند.

پس از این نیز، با آغاز رسمیت یافتن مذهب شیعه در ایران، بخش مهمی از شعر فارسی را مدیحه ها و مرثیه های اهل بیت، به خصوص حضرت زهرا(س) تشکیل می دهد.

با پیروزی انقلاب اسلامی نیز، شاعران عشق و ارادت خود را به حضرت زهرا آشکار کرده اند. 

سید محمد علی آل مجتبی: 
دل داغ تو را دارد و یک عالمه آتـش 
می‌ریزد از این خانه خراب این همه آتـش 

این کوچه شلـوغ است گمان می‌کنم آخر 
برخاسته خواهد شد از این هـمـهـمه آتـش 

یـاران قـدیـمـنـد و عـطـشـنـاک جـهـیـمـنــد 
افروخـتـه‌انـد این همه بی‌واهـمه آتـش 

انصاف دهـیـد ایـنـکه ؛ فـدک حقّ کدام‌ست ؟ 
از چیست بـپـا گشـتـه در این مَحکـمـه آتـش؟ 

جز نـنـگ نمی‌ماند از این طایـفـه نـامـی 
آنـان که دمـیـدنـد بـه این دمـدمـه آتـش 

فردا خـبـر درد به هر گوشـه رسیـده‌ست 
این قـوم زده بـر جـگـر فـاطـمـه آتـش 

ایـنـک غـزلی سـوخـتـه‌تـر از در و دیـوار 
این مـرثـیـه که شـعـلـه‌ور ست از دم آتـش 

می‌خوانـم و می‌سـوزم و از آب خـبـر نیـسـت 
می‌بـارد و می‌جـوشـد از این زمـزمـه آتـش 

محمد حسین انصاری نژاد: انگار ابر عاطفه آن شب بخیل بود 
آتش طنین بال و پر جبرییل بود 

مهتاب شرمگین به سراپرده می گریست 
تابوتی از ستاره به چشمان ایل بود 

بر نخل های سوخته اشکی نشاند و رفت 
بانوی آب و گندم و عطر قصیل بود 

دیوار زیر هرم نگاهش شکست و مرد 
شب بر گلوی زخمی چاهی دخیل بود 

آه ای رسول عشق! گل پرپرت رسید 
تازه گلی که سیل خزان را مسیل بود 

دستی شرور سایه شمشیر می گرفت 
بر شانه ای که شاخه ای از سلسبیل بود 

بال و پر فرشته حق غمگنانه سوخت 
تشییع پر ستاره ترین چشم ایل بود 

محمد حسین انصاری نژاد: ژرفای صد دریا ترنم در نگاهت 
هفت آسمان موج تبسم در نگاهت 

با خلسه خیس گل یاسین شکفته ست 
باران یاس از عرض هفتم در نگاهت 

از معبد ایل شفق می آیی ای گل 
تا کهکشان نور تجسم در نگاهت 

ای عطر احساس شقایق در صدایت 
راز پرستو روح گندم در نگاهت 

تا مشرق چشمت چنین آیینه کاری ست 
قاب فلق هم می شود گم در نگاهت 

سعید بیابانکی: کوه آهسته گام برمی داشت 
پیکر آفتاب بر دوشش 

مثل آتشفشان خاموشی 
کوه بود و غرور خاموشش 

کوه می رفت و پا به پایش نیز 
کاروان کاروان غم و اندوه 
کوه می رفت و بر زمین می ماند 
یک دماوند ماتم و اندوه 

وقت آن بود تا در آن شب سرد 
خاک مهمان آفتاب شود 
وقت آن بود سقف سنگی شب 
خم شود بشکند خراب شود 

کوه با آفتاب نیمه شبش 
سینه خاک را چراغان کرد 
دور از آن چشم های نامحرم 
عشق را زیر خاک پنهان کرد 

ماه از کوه چهره می دزدید 
تاب آن دشت گریه پوش نداشت 
کوه سنگین و خسته برمی گشت 
آفتابی به روی دوش نداشت 

کوه می رفت و پشت نخلستان 
با دلی داغدار گم می شد 
کوه می رفت و خانه خورشید 
در مهی از غبار گم می شد... 

قنبرعلی تابش: 
گوش کن می شنوی همهمه دریا را ؟ 
تپش واهمه خیز نفس صحرا را ؟ 

نور بی حوصله در پنجره می آشوبد 
باز کن پنجره بسته گلدان ها را 

واژه ها در شعف شعر شدن می رقصند 
دیدی آنک به افق چرخش مولانا را 

شیهه اسب کسی در نفس توفان است 
گوش کن! می شنوی همهمه در یا را؟ 

سبز پوش اسب سواری گل و قرآن در دست 
آب می پاشند یک مرقد ناپیدا را 

مهدی تقی نژاد: بانو 
روزی که آمدی 
فرشتگان 
زمین را زیور بستند 
و کبوتران 
گیسوان درختان را 

چشمانت نگینی است 
بر گستره زمان 
که دیدگان خورشید را 
خجل می سازد 

تو آن اقیانوسی 
بانو 
که گستره عالم را 
پر از ستاره ساخته 
پر از ستاره و مروارید 

فاطمه راکعی: 
ای بی نشانه ای که خدا را نشانه ای 
هر سو نشان توست ولی بی نشانه ای 

ای روح پر فتوح کمال و بلوغ و رشد 
چون خون عشق در رگ هستی روانه ای 

با یاد روی خوب تو می خندد آفتاب 
بر خاک خسته رویش گل را بهانه ای 

ای ناتمام قصه شیرین زندگی 
تفسیر سرخ زندگی جاودانه ای 

تصویر شاعرانه در خود گریستن 
راز بلند سوختن عارفانه ای 

هیهات خاک پای تو و بوسه های ما؟ 
تو آفتاب عشق بلند آستانه ای 

در باور زمانه نگنجد خیال تو 
آری حقیقتی به حقیقت فسانه ای 

زهرای پاک، ای غم زیبای دلنشین 
تو خواندنی ترین غزل عاشقانه ای 

عبدالحسین رحمتی: 
پیش پای تو 
ای پاره تن رسول 
واژه هایم تهی دستند 
و هر بار 
گم می شوم 
در عطر نامت 
ایستاده ای در 
همیشه ای از ـنور و نمازـ 
و آسمان 
در ازدحام فرشتگان 
در امتداد روشن دامنت 
به نام دوازده کهکشان عشق 
متبرک است 
دیشب 
هرچه از نگاهت سرودم 
دیدم آخر 
از بیت بیت شعرهایم 
تا نام آسمانی تو 
فاصله است 
کسی می گفت بگو: 
«فاطمه فاطمه است» 

نرگس رجایی: کرامت آفتاب 
در یک مفهوم 
این رستاخیز بی امان مکه 
از کیست؟ 
که در گلوی معمار سحر می شکفد 
اینجا آسمان 
ابری ست 
که سر بر خاک می ساید 
وقتی که 
مزار گمشده ات 
خاک را تسلی می دهد 
ای فهم جهان 
صداقت دلگیری ست 
مرگی که تفسیر تمام خوبی ها بود 
ایستاده ایم، رو به روی ذات تشنه نخل ها 
و می گرید آسمان 
به اتکاء نام تو 
یا زهرا 

حمید رضا شکارسری: 
این خانه پیش از این 
یاسی سپید داشت 
امروز 
اما 
نیلوفری کبود 
بر قامت خمیده دیوار 
پیچیده است 
این خانه 
امروز عطر یاس ندیده است 

احمد رضا زارعی: 
آن روز که پهلوی تو از کینه شکست 
دل های محبان تو در سینه شکست 

تصویر تو را دل علی آینه بود 
اندوه تو سنگی شد و آیینه شکست 


بهمن صالحی: 
زیباتر از فکر باران، روشن تر از جان دریاست 
در دفتر آفرینش، یک شعر بسیار شیواست 

او روح سبز بهار است، آیینه ای بی غبار است 
پرواز مرغ دلم را، آبی ترین آسمان هاست 

دستش پل رستگاری چون نهری از نور جاری 
هر سو که یک جان تاریک هرجا که یک قلب تنهاست 

نامش بلندای عشق است جامی ز صهبای عشق است 
مغروق دریای عشق است مرگی بدین سان چه زیباست 

زیبایی اش غمگنانه تنهایی اش جاودانه 
از او به هر دل نشانه از وی به هر سینه غوغاست 

در خاطر تشنه کامان همزاد شیرین زمزم 
در صحبت خسته گامان همدوش دیرین طوباست 

اسطوره عشق سرمد تمثیل ایثار و ایمان 
راوی آیات احمد گویی که قرآن گویاست 

یادش صفای دلم باد ـ بانوی آب ـ آن که گفتم: 
زیباتر از فکر باران روشن تر از جان دریاست 

جمشید عباسی: 
باز هم 
نام تو را نوشته بودند 
بانو! 
آنان که دهانشان 
بوی واژگان کهنه می داد 
اگر می شد 
کبود می نوشتم 
ـ این همه را ـ 
که شرمسار غربتت نمانم 
باز هم تو را نوشته بودند 
بیش از تمام رنجمویه هایم 
در تکرارهایی دو پهلو 
و من 
برای پهلوی شکسته ات 
گریستم 
اگر می شد 
تمامی درها را می شکستم 
که بر پاشنه همیشه فدک 
نگردند 
چقدر سخت است 
بانو! 
میان این همه واژگان و رنگ 
گریستی زلال 
من که 
دو چشم بیشتر ندارم 
تا برای آبروی آب ها 
بگریم 

احمد عزیزی: عشق من پاییز آمد مثل پار 
بازهم ما باز ماندیم از بهار 

احتراق لاله را دیدیم ما 
گل برفت و خون نجوشیدیم ما 

باید از فقدان گل خون جوش بود 
در فراق یاس مشکی پوش بود 

یاس بوی مهربانی می دهد 
عطر دوران جوانی می دهد 

یاس ها یادآور پروانه اند 
یاس ها پیغمبران خانه اند 

یاس ما را رو به پاکی می برد 
رو به عشق اشتراکی می برد 

یاس در هرجا نوید آشتی ست 
یاس دامان سپید آشتی ست 

یاس یک شب را گل ایوان ماست 
یاس تنها یک سحر مهمان ماست 

در شبان ما که شد خورشید یاس 
بر لبان ما که می خندید یاس 

بعد روی صبح پرپر می شود 
راهی شب های دیگر می شود 

یاس مثل عطر پاک نیت است 
یاس استنشاق معصومیت است 

یاس را آیینه ها رو کرده اند 
یاس را پیغمبران بو کرده اند 

یاس بوی حوض کوثر می دهد 
عطر اخلاق پیمبر می دهد 

حضرت زهرا دلش از یاس بود 
دانه های اشکش از الماس بود 

داغ عطر یاس زهرا زیر ماه 
می چکاند اشک حیدر را به چاه 

عشق محزون علی یاس است و بس 
چشم او یک چشمه الماس است و بس 

اشک می ریزد علی مانند رود 
بر تن زهرا گل یاس کبود 

گریه آری گریه چون ابر چمن 
بر کبود یاس و سرخ یاسمن 

گریه کن حیدر که مقصد مشکل است 
این جدایی از محمد مشکل است 

گریه کن زیرا که دخت آفتاب 
بی خبر باید بخوابد در تراب 

این دل یاس است و عطر یاسمین 
این امانت را امین باش ای زمین 

گریه کن زیرا که کوثر خشک شد 
زمزم از این عطر نیت خشک شد 

نیمه شب دردانه باید در مغاک 
ریخت بر روی گل خورشید خاک 

یاس خوشبوی محمد داغ دید 
صد فدک زخم از گل این باغ دید 

مدفن این ناله غیر از چاه نیست 
جز تو کس از قبر او آگاه نیست 

گریه بر فرق عدالت کن که فاق 
می شود در زیر شمشیر نفاق 

گریه بر تشت حسن کن تا سحر 
که پر است از لخته خون جگر 

گریه کن چون ابر بارانی به چاه 
بر حسین تشنه لب در قتلگاه 

خاندانت را به غارت می برند 
دخترانت را اسارت می برند 

گریه بر بی دستی احساس کن 
گریه بر طفلان بی عباس کن 

باز کن حیدر تو شط اشک را 
تا بگیرد با خجالت مشک را 

گریه کن چون گریه ابر بهار 
گریه کن بر روی گل های مزار 

مثل نوزادان که مادر مرده اند 
مثل طفلانی که آتش خورده اند 

گریه کن در زیر تابوت روان 
گریه کن بر نسترن های جوان 

گریه کن زیرا که گل ها دیده اند 
یاس های مهربان کوچیده اند 

گریه کن زیرا که شبنم فانی است 
هر گلی در معرض ویرانی است 

ما سر خود را اسیری می بریم 
ما جوانی را به پیری می بریم 

زیر گورستانی از برگ رزان 
من بهاری مرده دارم ای خزان 

زخم آن گل در تن من چاک شد 
آن بهار مرده در من خاک شد 

ای بهار گریه باز نا امید 
ای گل مایوس من یاس سپید 

یاس بوی مهربانی می دهد 
عطر دوران جوانی می زند 

یاس در هرجا نوید آشتی ست 
یاس دامان سپید آشتی ست 

یاس یک شب را گل ایوان ماست 
یاس تنها یک سحر مهمان ماست 

محمد عزیزی: عشق به بال و پر تو پر کشید 
جرعه ای از چشمه کوثر چشید 

از رف این مصطبه بالا گرفت 
رفت و بر عرش خدا جا گرفت 

گام زدی چون تو به پهنای عشق 
راه کشیدی به مصلای عشق 

رنگ ز روی تو شقایق گرفت 
معنی والای حقایق گرفت 

ریشه دواندی به نهان زمین 
دست برآورده به عرش برین 

جمله ملایک شده شیدای تو 
بسته طمع در ید بیضای تو 

چشم دل از چشمه تو یافت جان 
تیره از اندوه تو شد آسمان 

صبح ز لبخند تو مغرور شد 
جام دل از روی تو پر نور شد 

تو ز فراز سر عقل آمدی 
قصه شدی در من و نقل آمدی 

تشنه منم وسعت دریا تویی 
مرده منم دست مسیحا تویی 

در طلبت پای به گل می رود 
دیده از این غصه خجل می رود 

ای که جز از جام توام نوش نیست 
مستی تو هست و فراموش نیست 

پای به صحرای وجودم گذار 
تا ز تو گردد همه گل شرمسار 

افشین علاء: 
مرا به خانه زهرای مهربان ببرید 
به خاکبوسی آن قبر بی نشان ببرید 

اگر نشانی شهر مدینه را بلدید 
کبوتر دل ما را به آشیان ببرید 

کجاست آن در آتش گرفته تا که مرا 
برای جامه دریدن به سوی آن ببرید 

مرا اگر شوم از دست برنگردانید 
به روی دست بگیرید و بی امان ببرید 

کجاست آن جگر شرحه شرحه تا که مرا 
به سوی سنگ مزارش کشان کشان ببرید 

مرا که مهر بقیع است در دلم چه شود 
اگر به جانب آن چار کهکشان ببرید 

نه اشتیاق به گل دارم و نه میل بهار 
مرا به غربت آن هیجده خزان ببرید 

کسی صدای مرا در زمین نمی شنود 
فرشته ها! سخنم را به آسمان ببرید 

رضا علی‌اکبری: ای راز نامکشوف تا وقتی خدا باشد 
گور تو تا کی حسرت چشمان ما باشد؟ 

خوب علی! پیدای پنهان! اولین خاتون 
گم نیستی تا یک تپش در سینه ها باشد 

از هفت بند آسمان هم اشک می ریزد 
وقتی خدا با داغ زهرا آشنا باشد 

این کوزه های تشنه از چشمت بگو تا کی 
بر شانه های دختران روستا باشد؟ 

بانوی من! کل می زند داغ تو را این شعر 
این دسترنج شاعری بی ادعا باشد 

ای کاش پهلوی تو بودم می شکستم، آه 
ای راز نامکشوف تا وقتی خدا باشد! 

فضل الله قدسی: 
دل غریب من از گردش زمانه گرفت 
به حسرت دل زهرا شبی بهانه گرفت 

شبانه بغض گلوگیر من کنار بقیع 
شکست و دیده ز دل اشک دانه دانه گرفت 

ز پشت پنجره ها دیدگان پراشکم 
سراغ مدفن پنهان و بی نشانه گرفت 

مصیبتی ست علی را که پیش چشمانش 
عدو امید دلش را به تازیانه گرفت 

نشان شعله و درد و نوای زهرا را 
توان هنوز ز دیوار و بام و خانه گرفت 

چه گفت فاطمه کان گونه با تاثر و غم 
علی مراسم تدفین او شبانه گرفت 

فراق فاطمه را بوتراب باور کرد 
دمی که چوبه تابوت او به شانه گرفت 

علی رضا قزوه: 
نه مثل ساره ای و مریم، نه مثل آسیه و حوا 
فقط شبیه خودت هستی، فقط شبیه خودت، زهرا 

اگر شبیه کسی باشی، شبیه نیمه شب قدری 
شبیه آیه تطهیری، شبیه سوره اعطینا 

شناسنامه تو صبح است، پدر: تبسم و مادر: نور 
سلام ما به تو ای باران درود ما به تو ای دریا 

کبود شعله ور آبی، سپیده طلعت مهتابی! 
به گل نشستن تو امروز، به خون نشستن تو فردا 

بگیر آب و وضویی کنز چشمه سار فدک امشب 
نماز عشق بخوان فردا، به سمت قبله عاشورا 

علی رضا قزوه: 
تا که نامت بر زبان آمد، زبان آتش گرفت 
سوختم، چندان که مغز استخوان آتش گرفت 

حیدر آمد، خاک همچون باد، گرم گریه شد 
خواست تا غُسلت دهد، آب روان آتش گرفت 

هان! چه می‌پرسی چه پیش آمد، زمین را آب بُرد 
بادبان کشتی پیغمبران آتش گرفت 

یک طرف ماه مرا ابر سیاه فتنه کُشت 
یک طرف از درد غربت، کهکشان آتش گرفت 

رفت سمت آسمان، روحت، زمین از شرم سوخت 
در زمین، جسم تو گُم شد، آسمان آتش گرفت 

علی رضا قزوه: 
کیستی؟ ای هرچه هستی چون طفیل هست تو 
ای کلید آسمان ها و زمین در دست تو 

مادر گل های عالم، مادر صبح و سرود 
دختر سبع المثانی، دختر دریا و رود 

مادر حوا و آدم، مادر خورشید و ماه 
مادر آیینه و لبخند و مفهوم پگاه 

عطر زهرا(س) باز پیچیده ست در جان همه 
مثل عطر یا محمد(ص) یا علی(ع) یا فاطمه(س) 

خود علی(ع) گل بود، تو دادی به آن گل رنگ و بو 
سوره کوثر تو بودی، سوره النصر او 

آفرینش جلوه ای از اشک و لبخند شماست 
سوره اخلاص روح چار فرزند شماست 

سوره والشمس و اللیل آیت پیوندتان 
سوره والعصر نام آخرین فرزندتان 

مادر گل های نرگس، مادر یاس سپید 
مادر هرچه شهادت، مادر هرچه شهید 

تابناکی مثل قرآن، رازناکی مثل گل 
همسر ختم العدالت، دختر ختم الرسل 

ای نبی را همچو مادر، ای علی را نیز یار 
خطبه ای دیگر بخوان تا پر بگیرد ذوالفقار 

خطبه ای تا حیدر از آن شقشقیه سر کند 
هر زمان یاد تو و هجران پیغمبر کند 

خطبه ای دیگر که زینب شام را محشر کند 
تا حسین(ع) بی سرت، بر نیزه قرآن سر کند 

ای عطش نوشان بزم ظهر عاشورا سلام! 
بچه های انتقام سیلی زهرا سلام! 

با شمایم باده نوشانی که ربانی شدید 
در سماعی سوختید و در خدا فانی شدید! 

بچه های یا علی(ع) در کربلای هشت و چار 
تا خدا پل می زدید از روی سیم خاردار 

بچه های یا محمد(ص) یا علی(ع) یا فاطمه 
بچه های بی محابا لشکر بی واهمه 

این زمان در بزم ما آیینه گردانی کنید 
با چراغ خون شب ما را چراغانی کنید 

کیستی؟ ای هرچه هستی چون طفیل هست تو 
ای کلید آسمان ها و زمین در دست تو 

عطر گل پیچیده امشب باز در جان همه 
مثل عطر یا محمد(ص) یا علی(ع) یا فاطمه(س) 

عبدالجبار کاکایی: 
دنیا طفیل آینه ای بود و آب شد 
سقف و ستون عالم و آدم خراب شد 

یک ریز ابرهای دو عالم گریستند 
وقتی سوار صاعقه، پا در رکاب شد 

پهلو گرفته کشتی خورشید در افق 
شب زلف را گشود و زمین غرق خواب شد 

نزدیک بود خانه ایمان شود خراب 
بانو شفیع گشت و دعا مستجاب شد 

سیل از چهارسو که برآمد فرو نشست 
بادی وزید و فاطمه بانوی آب شد 

بانوی آب های دو عالم به یمن تو 
در خشکسال عاطفه ها فتح باب شد 

عبدالجبار کاکایی: 
در چشم تو شکوه شبی ته نشین شده ست 
رنگین کمان حیرتی از کفر و دین شده ست 

در آرزوی سجده به محراب ابرویت 
ذرات خاک عالم و آدم جبین شده ست 

ای ابر سایه گستر رحمت برآ، دمی 
صبح تمام آینه ها آتشین شده ست 

ای بی نشان در آینه باور نمی کنم 
روحی چنان بزرگ به غربت چنین شده ست 

در مشهد بقیع بجویید خاک را 
انگشتر رسول خدا بی نگین شده ست 

هرمز فرهادی بابادی: 
چرخان چشم خویش 
چهار خاتون 
بر غروب سپیده و کوثر 
و ماه استوانه ای است 
که جهان را بنفشه می بیند 
آه 
دو سنگ آسیابند 
آسمان و زمین 
بر تکلم گندمی که من باشم 
و سایه ام 
امتداد سنگینی 
که شانه های خاک را رنج می دهد 
تلنگر کدامین فصل 
ذوالفقار خواب را آشفته خواهد کرد؟ 
که آسمان و من و زمین 
چرخان خواب خویش 
*
آنک نجابت یاس را - شبیخون داس ها- 
پهلو شکسته است 
و باد 
خمیده می گذرد 
چگونه عشق 
حرفی از نام کسی را به ارث نبرده است 
که آسمان را 
در چرخ چشم ها دارد 
و زمین را 
*
بانوی ابر و صبر 
شگفت نیست که کوتاهی عمرت 
بر کلاف هیجده آه 
گره خورده است 
که سهمت از کتاب خدا هم 
تلاوت سه آیه کوتاه است 

سید محمد رضا هاشمی زاده: 
ای زهره حق بانوی پهلو شکسته 
ای نام تو بر تارک عالم نشسته 

نام بلندت چلچراغ آسمان ها 
ای اشک هایت مرهم دل های خسته 

ریزد ز ابر دیده بارانی تو 
صدها ستاره در دل شب دسته دسته 

سلیمان هرمزی: 
تو خود دلیل خویشتنی 
خورشیدی 
منشور هماره نوری 
از نهایت نام تو گفتن 
مانند از آب گفتن 
برای آبی ترین اقیانوس هاست 
قامتت، به شفافیت هیجده بهار بسیط 
از رعشه افتاد 
هنگامی که زمین بی حاصل 
مرگ نهال سانت را به سوگ نشست 
آن روز، گویی، پیامبر 
با قداست پیکرت 
- که از نور بود، انعکاس آیینه - 
نجوا می کرد: 
زهرا ام ابیها 
مهربانیت با وی 
مظروف کدام دریای بیکرانه بود؟ 
مگر تاثیر آب در گیاه بودی؟ 
همچون هوا برای تنفس انسان؟ 
یا بی نهایت آسمان 
برای پرواز زیباترین کبوترها؟ 
و چنین بود 
که دختری، مادر پدر می شود 
و آغوشی به وسعت تمام بهارها 
تا گلی به نام محمد 
بر سینه تمامی اعصار خاک بر سینه قدوسی خویش 
بنشاند. 
ای چشمه تکاثر نیکی ها 
بانویی که به هنگام نماز 
نوری از تو تا آسمان، قد می کشید 
پس چگونه بود که پهلویت را شکستند 
تا علی در غمی مضاعف 
به شکوه بنشیند، در پیشگاه آفریدگار ... 
دخت معرفت! 
نیمه زعامت اسرار روزگار! 
مادر شفاعت و سالار شاهدان 
به شعری اثبات تو را در نشستن 
بیهوده است 
تو خود گویاترین دلیل خویشتنی 
چنان که آفتاب، شیواترین دلیل آفتاب 

نرگس محمدی: 
می خوانمت به نام سزاوار دیگری 
ای آن که از حریم تکلم فراتری 

می آیی و به وزن صداقت برای عشق 
صدها غزل شقایق آبی می آوری 

بر عجز ناتمام افق های شبزده 
اعجاز پر فروغ طلوع مکرری 

تو قبله گاه باور چندین حضور سبز 
معبود بی نیاز هزاران صنوبری 

می خوانمت به نام غریبه به نام خویش 
می خوانمت به نام سزاوار دیگر ی 

سید حسین موحد بلخی: 
کیست این حنجره زخمی تنها مانده؟ 
آن که با چاه در این برهه، هم آوا مانده 

از پی کیست که چشمان یتیمش این سان 
کم فروغ آمده در غربت خود وامانده؟ 

می رود نیمه ای از پیکر سبزش در خاک 
و فقط نیمه آتش زده اش جا مانده! 

مادرم! وسعت این خاک پلشت آلوده 
بعد از آن واقعه، یک پهنه رسوا مانده 

بعد از آن واقعه ما را نه به دیوار، نه در 
طاقت و حسرت یک پلک تماشا مانده 

آسمان چهره به خون شست در آن شب تا دید 
مادرم رفته ولی مویه مولا مانده 

پلک خونین افق، چشم من و ما تا حشر 
خیره بر مرقد گم گشته زهرا مانده 

شهرام مقدسی: 
از دیواری که شکافت 
تا آن دیوار 
که آواره شد 
رازی ست 
که هستی از آن می جوشد 
و انسان از آن چشمه می نوشد 
همه رنج های مقدس را 

فاطمه وکیلی: 
مانده باز بر دیوار سایه ای که غم دارد 
ایه ای که می داند زندگی چه کم دارد 

سایه ای که تنها بود، سایه ای که تنها ماند 
سایه ای که رنگی چون، غربت دلم دارد 

سایه! آی همسایه! یک دریچه پیدا کن 
این دل، این دل زخمی، ره سوی عدم دارد 

تا غروب راهی نیست، زودتر که جا ماندیم 
یک کبوتر تنها، حسرت حرم دارد 

بین ماندن و رفتن، مانده است سرگردان 
بال زخمی اش اما، بوی صبحدم دارد 

چون نسیم ما پیچید، در چهار فصل عشق 
کاش زود می فهمید، غنچه مرگ هم دارد 

در دلم صدایی هست، یک صدا که می بارد 
یک صدا که مثل من، هر غروب غم دارد 
 
 

نظر مراجع تقلید درباره دریافت یارانه

نظر مراجع تقلید درباره دریافت یارانه

تعدادی از مراجع تقلید در پاسخ به استفتاء های جداگانه، نظرات خود را درباره دریافت یارانه اعلام کردند. 

 

 

 

به گزارش تئاتر نت، به نقل از خبرنگار مهر در قم، آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی در پاسخ به استفتایی در رابطه با دریافت یارانه نقدی نظر خود را اعلام کرد.

از این استاد برجسته حوزه سئوال شده است که با توجه به تأکیدات دولت محترم جمهوری اسلامی ایران در روزهای اخیر، بفرمایید که آیا دریافت یارانه نقدی برای کسانی که دارای تمکن مالی بوده و نیازمند به استفاده از این مبلغ نیستند، جایز است؟

آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به این استفتاء تعدادی از مقلدین بیان داشته است: با توجه به اینکه بیت المال در شرایط کنونی در اختیار دولت اسلامی است و باید مطابق آنچه صلاح و مصلحت کشور می‌بیند صرف کند، بنابراین هرگاه وجوهی را پس از مشورت با مشاوران آگاه و صاحب نظر تخصیص به قشر خاص بدهند، دیگر اقشار نمی‌توانند از آن استفاده کنند.

وی افزوده است: اینکه بعضی می‌گویند اموال بیت المال مربوط به همه اقشار است و امیرمؤمنان علی (علیه السلام) به طور مساوی بیت المال را تقسیم می‌نموده تعبیری اشتباه است، زیرا اموالی که وارد بیت المال می‌شد دو بخش بود، برخی مربوط به اراضی خراجیه بوده که به طور مساوی تقسیم می‌شد، بخش دیگری از قبیل زکات، خمس و انفال بوده است که طبق صریح قرآن مصارف معین دارد و در غیر آن مصرف نمی‌شده است.

وی در ادامه تأکید کرده است: با توجه به اینکه امروزه اموال خراجیه وجود ندارد، مسئله مساوات مطرح نیست. بنابراین برادران و خواهران عزیز که از یارانه بی‌نیاز هستند اقدام به گرفتن یارانه نکنند و زندگی خود را با اموال مشکوک آلوده نسازند.

این مفسر قرآن کریم در ادامه اظهار داشته است: انشاالله خداوند برکاتش را از محل دیگر نصیب آنها خواهد کرد و اضافه بر این انصراف آنها کمکی است به اقشار نیازمند و برکات کمک به آنها را نیز شامل خواهد شد، انشاالله دولت محترم به عهد خود وفا می‌کند و بخش مهمی از آن را صرف هزینه درمانی و بهداشتی برای عموم مردم کشور خواهد شد.

گرفتن یارانه برای کسانی که به مقدار شأن خود درآمد دارند جایز نیست

آیت الله العظمی جعفر سبحانی نیز در پاسخ به سئوالی در این زمنیه گفت: اصولاً وجوه یارانه بیت المال است و بیت المال متعلق به کسانی است که استحقاق آن را داشته باشند.

وی بیان کرد: فقرا و کسانی که درآمدشان کم است، مسلماً برای آنها گرفتن یارانه حلال است، اما کسانی که به مقدار شأن خود درآمد دارند، شرایط دریافت یارانه را ندارند و گرفتن یارانه برای اینها جایز نیست.

این مرجع تقلید افزود: فکر می‌کنم بیش از نیمی از مردم غیر از طبقه کارگر در روستاها، به اندازه‌ای که شأن آنها است، تمکن دارند و به یارانه نیاز ندارند، لذا باید احتیاط کنند و به مقداری که لازم است، بگیرند و آنهایی که لازم نیست به دیگران واگذار کنند.

کسانی که احتیاج ندارند نباید یارانه بگیرند

آیت الله العظمی حسین نوری همدانی نیز در پاسخ به سئوال تعدادی از مقلدان مبنی بر اینکه آیا دریافت یارانه نقدی برای کسانی که دارای تمکن مالی بوده و نیازمند به استفاده از مبلغ آن نیستند، جایز است یا خیر، اظهار کرد: این قبیل اموال که در اختیار دولت محترم قرار دارد بیت المال است و لازم است که مسئولان محترم حکومت اسلامی، بیت المال را در راه تامین احتیاجات ملت مصروف نمایند.

وی ادامه داد: منتها احتیاجات باید دسته بندی شود و اولویت بندی هایی بر اساس الاهم فی الاهم مورد توجه کامل قرار بگیرد و تا توفیق خداوند مصروف شود و از این راه خدمت رسانی‌ها انجام بگیرد.

این مرجع تقلید شیعیان در پایان پاسخ خود افزود: بنابراین چون معیار و ملاک صرف بیت المال در راه تامین نیازمندی‌ها است لذا کسانی که احتیاج ندارند نباید بگیرند.

یارانه صرف رفاه حال عمومی ملت شود

همچنین آیت الله العظمی محمد علی علوی گرگانی در پاسخ به پرسشی در رابطه با دریافت یارانه توسط افراد بی نیاز، گفت: کسانی که تمکن مالی دارند، یارانه نگیرند.

وی بیان کرد: چون یارانه برای کمک به بخش‌ها و خانواده‌های نیازمند است، ولذا کسانی که عرفا دارای تمکن مالی بوده و دریافت نکردن یارانه تاثیر در زندگی آنها ندارد، نباید یارانه دریافت کنند.

این مرجع تقلید یادآور شد: دولت نیز متقابلا موظف است وجوه حاصله از این امر را صرف رفاه حال عمومی ملت کند